ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٧٤ - تقريب منابع فقه از ديدگاه مذاهب
به شمار مى رود و لازم نيست كه در بردارنده نظر كتاب و يا سنت باشد . بلكه براى حجيت و اعتبار آن به عنوان منبع , كافى است كه با كتاب و سنت قطعى معارض نباشد . اين , نظريه بيشتر اصوليان جامعه اهل سنت است .
٢ ـ بينشى معتقد است كه اجماع , منبع و اصل مستقلى در قبال كتاب و سنت به حساب نمىآيد , بلكه وسيله و طريقى براى كشف از سنت است . بنابراين , هر گاه اجماع كاشفيت از سنت داشته باشد , حجيت و اعتبار دارد و اگر كاشفيت از آن نداشته باشد , حجيت و اعتبارى نخواهد داشت .
اين , نظريه اصوليان اماميه است . برخى دانشوران اهل سنت نيز , مانند علامه محمد خضرى , نظريه دوم را پذيرفته اند . او در كتاب اصول الفقه ( صفحه ٢٧٥ ) مى گويد : لاينعقد الاجماع الا عن مستند .
در اين زمينه لازم به يادآورى است كه اصوليان شيعه , با اصوليان اهل سنت در اين مسأله نيز در مقام عمل دور از هم نيستند , زيرا اهل سنت اگر چه اجماع را فى حد نفسه حجت مى دانند و اهل تشيع آن را فى حد نفسه حجت نمى دانند وليكن دانشيان تشيع اجماعى را كه داراى مدرك نباشد از قول معصوم و يا رضايت او كاشف مى دانند . بنابراين , از نظر نتيجه در اجماع اصطلاحى , بين اصوليان شيعه و اهل سنت اختلافى نيست . گر چه نگارنده طرق و راههاى كشف اجماع را از رضايت معصوم اعم از دخولى , لطفى , تقريرى , حدسى , كشف از دليل معتبر و كشف در اصول متلقات , همه را در ابحاث خود مورد نقد و اشكال قرار داده است . اخباريهاى شيعه و اهل سنت , مانند حنبليان و ظاهريان , اجماع را به عنوان منبع نپذيرفتند , نه به گونه مطلق و نه به گونه مقيد و تنها اخباريهاى اهل سنت , اجماع صحابه را به اين عنوان پذيرفته اند .
تقريب نظر مذاهب اسلامى در عقل :
همه دانشمندان و فقهاى مذاهب اسلامى پذيرفته اند كه عقل يكى از منابع عام شناخت در همه زمينه هاى مادى و معنوى حيات است و در حقيقت وحى و سنت براى تقويت انديشه هاى ناب و سليم آمده است تا در ميدانهايى كه گسترده تر از جولانگاه انديشه انسانى است , آن را يارى دهد . اما على بن ابى طالب در خطبه اول نهج البلاغه مى گويد : (( بعث فيهم رسله و واتراليهم انبيائه ليستأ دوهم ميثاق فطرته . . . و يثيروا لهم