ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٣٢ - مظاهر و رويدادهاى اين دوره
عايشه و طلحه و زبير را مورد طعن قرار داده و معاويه و عمرو بن عاص و ابوموسى اشعرى را تكفير مى نمايند . آنان در خليفه شرط مى دانند كه به اختيار مسلمانان بايد باشد و تنازل را براى او صحيح نمى دانند و نيز صحيح نمى دانند در قضاياى او غير از خودش حكمى نمايد .
عمل به فرائض دينى و ترك محرمات را نيز جزء ايمان مى دانند و تنها اعتقاد به خدا و ترك عمل به فرائض را ايمان به حساب نمىآورند و كسانى را كه به فرائض عمل نمى كنند و گناهان كبيره را مرتكب مى شوند كافر به حساب مىآورند . آنان به گروه هاى مختلفى منقسم شدند , از جمله آنها گروه پيروان عبدالله اباض اند كه در اين زمان در ( عمان ) مسقط مى باشند .
٧ ـ پيدايش مذهب كيسانى ( پيروان كيسان ) : اينان مردم را به خلافت محمد بن الحنفيه دعوت مى كردند زيرا بر اين بينش و اعتقاد بوده اند كه خلافت براى او سزاوار است .
٨ ـ پديد آمدن اختلاف در تدوين سنت : امام على و پيروانش بر اين بينش بوده اند كه سنت بايد تدوين شود , چنانچه سيوطى در تدريب الراوى بر اين تصريح نموده است ولى ابوبكر و عمر از آن منع نموده بودند .
٩ ـ اختلاف در خارج شدن فقها از مدينه : عمر از اين امر جلوگير بود مگر براى آنهايى كه به عنوان والى يا قاضى و يا فرمانده نظامى بوده اند , ولى امام على ( عليه السلام ( خارج شدن آنها را از مدينه براى ارشاد و راهنمايى مردم بلاد تأكيد داشت .
١٠ ـ پراكنده شدن برخى از اصحاب در شهرهاى مختلف اسلامى و هر يك از آنان در هر شهرى كه بود مرجع مردم در مسائل شرعى بوده است .
در اوايل خلافت عثمان , عبدالله بن عباس به مكه رفت و در آنجا پاسخگوى مردم در مسائل شرعى بود و در سال ( ٦٨ هجرى ) در طائف وفات كرد و علقمة بن قيس نخعى ( م ٦٥ ) و سعيد بن جبير ( م ٩٥ ) و ابراهيم بن يزيد نخعى ( م ٩٦ ) در كوفه پاسخگو بوده اند و عبدالله بن مسعود ( م ٣٢ ) و عبدالله عمرو بن عاص ( م ٦٥ ) در مصر و انس بن مالك ( م ٩٣ ) در بصره و عبدالرحمان اشعرى در شام به وظايف شرعى اشتغال داشته اند . در شهرهاى مذكور فتاواى اصحاب از رونقى خاص برخوردار بوده اند .
و برخى از اصحاب در مدينه ماندند كه از معاريف آنان عبدالله بن عمر ( م ٧٣ ) و زيد بن