ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٨١ - پيامبر و اجتهاد
همين معنا آمده است .
٣ ـ فقه به معناى اخص
فقه به معناى اخص عبارت است از اطلاق كلمه فقه بر احكامى كه مجتهدان از راه منابع و پايه هاى شناخت احكام حوادث واقعه استخراج و استنباط مى نمايند و به صورت فتوا در رساله هاى عمليه در اختيار ديگران قرار مى دهند .
فقه به معناى اخص اصطلاحى است كه بعد از بيان احكام شرعى به صورت فتواى مجتهدان شكل گرفته است و آغاز اين از زمان شيخ الطائفه مرحوم شيخ طوسى ( ٣٨٥ ـ ٤٦٠ ) بوده است زيرا او در سالهاى آخر احكام شرعى و مسائل دينى را در ضمن كتاب فقهى مانند مبسوط كه به صورت علمى تنظيم شده بود بيان مى كرد و مانند علماء زمان پيش از خودش مثل شيخ كلينى و على ابن بابويه و ابن قولويه كه احكام را از راه نقل سنت و ذكر روايات بيان مى داشتند تقيد نداشته است . ( ( ١
نسبت فقه به معناى اخص با شريعت
نسبت فقه به معناى اخص با شرع نسبت عموم و خصوص من وجه است زيرا يك ماده اجتماع دارد و دو ماه افتراق .
ماده اجتماع : احكام فرعى عملى است كه مجتهد از متن آيات و احكام الهى اخذ كرده است .
ماده افتراق : اصول اخلاقى و اعتقادى و اجتماعى است كه در شرع مطرح شده و در فقه به معناى اخص مطرح نمى باشد .
ماده افتراق فقه به معناى اخص از شرع : احكام اجتهادى ظنى است كه مجتهد از راه ادله عقلى يا نقلى به آنها دست يافته و صريح خصوص آن حكم در لسان وحى نيامده است . كه در اين صورت بر آن احكام فقه به معناى اخص صادق است و شرع بر آن اطلاق نمى شود مگر به گونه مجاز زيرا آنها آراى اهل اجتهاد است نه آراء شرع و اطلاق شرع بر آنها بدين
[١]ـ شرح اين مطلب را در شماره سوم كيهان انديشه در مقاله ادوار كيفيت بيان فقه به گونه مفصل مورد بررسى و كاوش قرار داده ايم .