ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٥٠ - بخش دوم اجتهاد از راه رأى
دوره مصطلح و رايج بوده , زيرا از برخى روايات وجود آن در اين دوره استفاده مى گردد . بجاست آن روايات را يادآور شويم :
روايت اول
در مسند احمد بن حنبل شيبانى ( پيشواى مذهب حنابله ) روايتى به اين مضمون نقل شده است :
(( هنگامى كه رسول خدا معاذ را به عنوان والى به يمن فرستاد به او فرمود : كيف تقضى اذا عرض عليك قضاء ؟
قال : اقضى بكتاب الله قال : فان لم تجد فى كتاب الله ؟ قال : فبسنة رسول الله .
قال : فان لم تجد فى سنة رسول الله و فى كتاب الله ؟ قال : اجتهاد رأيى .
پيامبر از معاذ پرسيدند چگونه قضاوت مى كنى ؟
معاذ گفت : به وسيله كتاب خدا .
آن حضرت فرمود : اگر در كتاب خدا نيافتى چه مى كنى ؟
معاذ گفت : به سنت رسول خدا ( ص ) عمل مى كنم .
فرمود : هر گاه در سنت رسول خدا نيافتى چه ؟
گفت : رأى و نظر خودم را به كار مى بندم و باكى ندارم .
اين روايت را بعضى ديگر از محدثين بزرگ اهل سنت , مانند : ابوداوود صاحب سنن و نيز بزرگان اصولى آنها مانند شوكانى , صاحب ارشاد الفحول و سيف الدين آمدى صاحب الاحكام فى اصول الاحكام نقل نموده اند .
نقد و اشكال روايت
روايت معاذ مورد نقد و اشكال قرار گرفته است زيرا :
اولا : از حيث سند ضعيف است و هيچيك از اصحاب كتابهاى صحاح اين حديث را نقل نكرده اند و تنها محمد بن سعد كاتب واقدى در طبقات الكبرى ( ج ٣ , ص ٥٨٤ ) از حارث بن عمر و ثقفى ابن ابى المغيرة آن را نقل نموده است .
چنانكه گفت : (( اخبرنا اصحابنا عن معاذ بن جبل بذلك )) پس حديث مرسل است و معلوم نيست چه كسى از معاذ آن را نقل كرده و اما راوى آن در بعض مصادر اگر چه حارث بن عمرو بن ابى المغيرة بن شعبه است كه او از برخى مردم حمص روايت كرده ولى خود آن مجهول و ناشناخته است و هيچيك از مشايخ حديث نفهميده اند كه او چه كسى بوده