ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٢٤ - عوامل پيدايش اخباريگرى و گرايش به آن
٣ ـ رواج بى رويه مباحث عقلى و فلسفى در بين اصحاب اماميه :
سومين عامل پيدايش انديشه اخباريگرى , شيوع بى رويه مباحث فلسفى و عقلى در ميان اصحاب اماميه است , تا بدانجا كه برخى مباحث عقلى و فلسفى را اصل قرار داده و آنچه از روايات كه با مبانى فلسفى و عقلى آنان تناسب و توافق نداشت طرح مى كردند و يا آن را تأويل مى نمودند !
معمولا هر افراط , تفريطى را به دنبال دارد و به عبارت ديگر تفريط عكس العمل و بازتاب افراط است . از اين رو , افراط در عقل گرايى سرانجام به تفريط اخباريگرى كشيده شد .
كلام محدث جزائرى :
محدث جليل القدر مرحوم سيد نعمت الله جزايرى ( ١ / ١٠٥٠ ـ ١١١٢ ) در كتاب انوار نعمانية ( ج ٣ , ص ١٢٩ ) در اين زمينه سخنى دارد كه شاهدى است بر مداعاى ما , زيرا او مى گويد :
(( بيشتر اصحاب پيامبران , از كسانى پيروى نموده اند كه اهل قياس و رأى و فلسفه بوده اند و بر عقول و استدلالهاى عقلى خود تكيه مى كرده اند و بيانات پيامبران را كه مطابق با عقول آنان نبوده است نمى پذيرفته اند . كمااينكه نقل شده , زمانى كه حضرت عيسى ( ع ) افلاطون را دعوت به پذيرش دين آسمانى كرد افلاطون نپذيرفت و گفت دين براى آنان است كه از نظر عقل ضعيفند نه براى من و امثال من كه نيازى به شناخت از طريق پيامبران ندارند [١] ((
آرى اصحاب ما از چنين كسانى پيروى نموده اند , و اگر چه به ظاهر سخن آنها را نمى گفته اند و اظهار بى نيازى از مكتب وحى را نمى كرده اند ولى در عمل چنين
[١]ـ اين حكايت درست به نظر نمى رسد . زيرا ولادت افلاطون ( پلاطن ) به سال ٤٣٠ و وفات او به سال ٣٤٨ و يا ٣٤٧ قبل از ميلاد بوده است . بلى , بعضى از محدثان اين داستان را به جالينوس نسبت داده اند . زيرا ولادت او به سال ٢٣١ بعد از ميلاد بوده است و امكان چنين برخوردى ميان او و حضرت مسيح ( ع ) يا پيروان او وجود داشته است . براى اطلاع بيشتر مراجعه شود به قاموس الاعلام ( ج ٢ , ص ١٠٠٤ وج ٣ , ص ١٧٥٦ ) و نيز كتاب مطرح الانظار ( ج ١ , ص ٢١٢ و ٣٢٠ ) . ولى در هر حال اعتماد بر اين گونه داستانها , آنهم در مثل اين گونه مسائل جاى شگفتى دارد !