ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣١٣ - قيام اخباريها عليه اجتهاد
فرمود : عقل . زيرا سخن راست را با عقل مى توان تشخيص داد و تصديق كرد و سخن دروغ را نيز با عقل مى توان شناخت و تكذيب كرد .
الامام الصادق ( ع ) : (( حجة الله على العباد , النبى و الحجة فيما بين العباد و بين الله , العقل )) . ( اصول كافى , كتاب عقل و جهل , حديث ٢٢ ) .
امام صادق ( ع ) فرمود : حجت خدا بر مردم , پيامبر است و حجت ميان بندگان و خدا عقل است .
الامام الكاظم ( ع ) : (( يا هشام ان لله على الناس حجتين , حجة ظاهره و حجة باطنه , و اماالظاهره فالرسل و الانبياء و الائمه , و اما الباطنه فالعقول )) .
امام كاظم ( ع ) به هشام فرمود : اى هشام همانا خداوند بر مردم دو حجت دارد . حجتى ظاهر و حجتى نهان . حجت ظاهر , فرستادگان و پيامبران و امامان هستند و حجت باطن و نهان عقلهاى نهفته شده در انسانها است .
البته سخن پيرامون احكام عقلى و محدوده شناخت و ميزان رهيابى و روشنگرى آن بسيار است . و ما كه دريافتهاى عقلى را ارج مى نهيم , معنايش اين نيست كه عقل را ملاك شناخت و دريافت همه حقايق آشكار و نهان بدانيم . بلكه اعتقاد داريم كه حقايقى در جهان هستى وجود دارد كه عقل منهاى وحى نمى تواند بدانها دست يابد و آنها را شناسايى كند . در اين گونه موارد , هر گاه عقل و فلسفه حكمى را نيافت , معنايش باطل بودن آن حكم نيست . بلكه نقطه نظر ما به آن روى ديگر اين سكه است , يعنى معتقديم كه هر گاه عقل قدرت شناخت و درك واقعيتى را دارا باشد , شناخت و ادراك آن براى ما حجيت است .
بنابراين , نمى توان به طور مطلق منكر حجيت عقل شد و نور آن را ناديده گرفت و نيز نمى توان نور آن را مطلق دانست و تنها راه شناخت حقايق و ملاكها و كشف واقعيتها را تعقل و تفكر صرف به شمار آورد .
عقل در مستقلات عقلى و شناخت ملاكهاى قطعى و بديهيات , بى ترديد حجت است . و در مواردى كه مسأله اى از بديهيات نباشد ولى دليل عقلى و نقلى معارض با حكم عقل وجود نداشته باشد , باز هم حكم عقل حجت است .
در مواردى كه دو حكم عقلى با هم معارض باشند , هرگاه يكى از آن دو به وسيله دليلى نقلى تأييد شود بر ديگرى ترجيح خواهد داشت .