ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٣ - پيشگفتار
از اين رو به كار گرفتن تلاش و كوشش در راه تحصيل حجت بر حكم شرعى , بدون شك اجتهاد شمرده مى شود چه آن حجت علم باشد و چه (( دليل )) ى بر اعتبار داشته باشد و فرقى نمى كند كه طريق معتبر , مفيد ظن باشد يا حتى ظن هم نياورد . بنابراين مناقشات پيشين بر اين تعريف وارد نمى شود .
اشكالى بر تعريف ياد شده :
ممكن است اشكال شود كه تعريف ياد شده فنى و منطقى نيست . زيرا تعريف فنى و منطقى , تعريفى است كه مطابق با معرف باشد و تعريف مذكور اعم از معرف است . اين تعريف مى گويد : اجتهاد يعنى استنباط و شناخت حكم از راه منابع و مشخص نمى كند كه استنباط كننده بايد داراى ملكه نيز باشد در حالى كه مجتهد كسى است كه داراى ملكه نيز باشد . اين اشكال بر تعريف گذشته وارد است , مگر آنكه گفته شود قوام و هستى اجتهاد به ملكه است چون استنباط و شناخت حكم از راه منابع و پايه هاى معتبر اجتهاد ممكن نيست مگر با داشتن ملكه و بدين جهت داشتن ملكه امرى مسلم و مفروغ عنه تلقى شده است .
تذكر يك نكته
در اينجا مناسب است به معناى (( ملكه اجتهاد )) اشاره اى داشته باشيم : ملكه اجتهاد عبارت است از قوه و توانايى كه براى شخص از راه شناخت علوم ده گانه ـ يعنى همان علومى كه استنباط و شناخت احكام شرعى بر آنها توقف دارد ـ حاصل مى شود و در اين ميان به قوه ديگرى كه (( قوه قدسى )) ناميده مى شود نياز نمى باشد , زيرا اجتهادى كه مورد پذيرش همه مى باشد عبارت است از استخراج و استنباط حكم شرعى از راه منابع و پايه هاى شرعى آن و اين مفهوم همان گونه كه براى مجتهد عادل ميسور است براى غير او نيز ممكن است .
٦ ـ تفاوت بين واژه جهاد و اجتهاد
واژه جهاد و اجتهاد داراى ريشه واحدى مى باشند با اين تفاوت كه كلمه جهاد بر به كارگيرى توانايى و مقابله در برابر دشمن اطلاق مى شود ولى واژه اجتهاد بر به كارگيرى