ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٠٤ - نخستين كسى كه سد باب اجتهاد نمود
٤ ـ برخورد پيرو هر مذهبى با آرا و نظريات پيشواى خود همانند نصوص كتاب و سنت و از اين رهگذر پيرو هر مذهبى به جاى مراجعه به كتاب و سنت در مقام استنباط حكم شرعى از راه فتاوا و آرا و نظريات پيشواى مذهب خود استنباط و مطابق آن عمل مى كرد , اگر چه بر خلاف كتاب و سنت بود و هيچگاه تخطى از نظر و فتواى پيشواى مذهب خود را جايز نمى دانسته اند . ولى زمانى كه عبد الواحد بن على بر مغرب زمين مستولى شد اجتهاد را بر علما الزامى نمود و آنها را از تقليد كوركورانه بر حذر داشت و همه كتابهايى را كه در فروع تدوين شده بود سوزانيد و امر به تدوين كتابهايى در زمينه احاديث احكام كرد و نيز نوه پسرش يعقوب به سال ٥٩٥ اين گونه عمل نمود .
٥ ـ پديد آمدن تعصب مذهبى به گونه شديد كه مانند آن در زمانهاى پيشين ديده نشده بود و كار به اينجا رسيد كه رئيس فقه حنفى در عراق , ابوالحسن كرمى ( م ( ٣٤٩ مى گويد هر آيه و حديثى كه مخالف نظر اصحاب ما باشد يا بايد تأويل گردد و يا بايد قايل به نسخ آن شد . و صاحب در المختار مى گويد : اگر كسى از مذهب حنفى به مذهب شافعى منتقل شود بايد تعزيز گردد . در نتيجه تعصبات مذهبى كار به آنجا رسيد كه بين فقيهان و اتباع آنها خصومت شديد به وجود آمد و حتى به سر حد مقاتله و كشتار كشيده شد . ( تاريخ ابن اثير , جلد ٨ , صفحه ( ١٠٦
٦ ـ پيدايش جمود و ركود در فقه اسلامى و دور شدن آن از صحنه زندگى نوين با اينكه تطور تمدن و تحول زندگى و مظاهر آن در جميع ابعاد ايجاب مى كرد كه فقه به واقعيات حيات و زندگى نزديكتر شود تا بتواند پاسخگوى رويدادها باشد . و از اين رو بود كه عالمان اهل سنت از پاسخگويى به رويدادهاى نوين زندگى عاجز ماندند .
٣٨ ـ نخستين كسى كه سد باب اجتهاد نمود :
در اين دوره , انحصار مذاهب به مذاهب چهارگانه معروف به حنفيه , مالكيه , شافعيه و حنبليه , توسط القادر بالله خليفه عباسى كه در سال ٣٨١ به خلافت رسيد انجام شد . او علاوه بر مقام سياسى و اجتماعى داراى جنبه فقهى نيز بود تا آنجا كه ابن صلاح او را از فقهاى شافعى شمرده است . و فقهاى زمانش مجالسى به رياست وى به عنوان يك زعيم دينى تشكيل مى دادند , در اين اجتماعات فتاواى آنان به تحريم آزادى رأى و فتوا و تكفير برخى طوايف مثل فاطميين و هجوم بر معتزله و تكفير پيروان آنها را صادر