ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٠٣ - پيامدهاى انسداد باب اجتهاد
محروم شدن اهل اجتهاد از مناصب :
در اين زمان اهل اجتهاد از مناصب دينى و غير دينى محروم بوده اند , زيرا دولت مركزى بر اثر ضعف و ناتوانى و ترس از اختلافات بيشتر در آرا و انديشه هاى عالمان و محققان , مناصب دينى و مذهبى و قضايى را براى آنهايى كه بر طبق رأى و اجتهاد خود عمل مى كردند روا نمى داشت و تنها براى آنانى روا مى داشت كه پيرو يكى از مذاهب چهارگانه معروف باشند و به آنها هشدار مى داد از قضاوتى كه بر خلاف نظر حكومت باشد بپرهيزند .
در اين روزگار تنها به عالمان و مجتهدانى كه پيرو مذاهب معروف بوده اند عنايت مى شد , ولى به عالمان و مجتهدانى كه داراى مذهب مستقل نبوده و پيروانى نداشته اند ( مجتهد منفرد ) ارجى نهاده نمى شد , از اين رو , دانشيان از فقه اجتهادى رويگردان شدند و به تقليد از صاحبان مذاهب معروف روى آوردند , تا به آن مرحله رسيد كه بعد از محمد بن جرير طبرى ( م ٣١٠ ) پيشواى مذهب جريرى ( و يا طبرى ) كسى باقى نماند , كه به طور واقعى در احكام شرعى اجتهاد كند , طبيعتا اجماع قهرى بر تعين عمل بر طبق مذاهب پيشين و انسداد باب اجتهادانجام شد و چون اجماع از نظر عالمان اهل سنت فى حد نفسه حجيت و اعتبار دارد به اين دليل برخى از آنان فتوا به انسداد باب اجتهاد و حصر مذاهب را به مذاهب مشهور چهارگانه داده اند و بدين گونه اين روزگار آغاز عصر تقليد محض براى اهل سنت گرديد .
٣٧ ـ پيامدهاى انسداد باب اجتهاد
انسداد باب اجتهاد و حصر مذاهب مشهور در اين دوره , پيامدهايى را به شرح زير دارا شده است :
١ ـ پديدار شدن اختلاف شديد بين مسلمانان , زيرا پيرو هر مذهبى آن را مورد دفاع قرار مى داد و با مذاهب ديگر سخت به معارضه برمى خاست .
٢ ـ محصور شدن بحثها در چارچوب خاص , زيرا پيرو هر مذهبى فقط بحثهايى را در حدود آراء و نظريات پيشواى خود مطرح مى كرد و از آن تجاوز نمى نمود .
٣ ـ بينش و اعتقاد پيرو هر مذهبى به اينكه آنچه كه پيشوايش گفته صحيح و بايد پيروى شود و آنچه را كه ديگران گفته اند باطل و نيايد پيروى گردد .