ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٣٨ - علل گرايش تابعين به اجتهاد از راه رأى
ابن ابى خثيمة نقل مى كند : (( عمر بن عبدالعزيز به مردم نوشت : در برابر سنت رسول خدا هيچ كس حق رأى و اظهار نظر ندارد . ((
محمد بن اسماعيل بخارى مى گويد : (( ابن سلمه گفت بپرهيزيد از مجالست با كسى كه مى گويد : آيا نظر تو چنين است ؟ آيا نظر تو چنان است ؟
و نيز از ابن شهاب نقل شده كه گفت : بگذاريد سنت راه خود را بپيمايد , از راه رأى و تفكر شخصى به آن متعرض نشويد . ((
و نيز همو گفته است : يهوديان و نصارى زمانى كه به رأى روى آوردند و از آن پيروى نمودند از علمى كه در دست آنها قرار داشت رويگردان شدند . ((
از عبدالرحمان اوزاعى ( پيشواى مذهبى اوزاعى ) نقل شده كه : (( از آثار پيشينيان پيروى كنيد اگر چه مردم , شما را رفض كنند , بپرهيزيد از آراى مردان . ((
١٣ ـ علل گرايش تابعين به اجتهاد از راه رأى
گرايش برخى از فقهاى تابعان و پيروان آنها به اجتهاد از راه رأى ( يا اجتهاد آزاد ) در دامنه وسيع و گسترده تر از دوره اول بود . براى علل و عوامل اين گرايش امورى را ذكر كرده اند كه بايد يادآور شويم :
الف ـ نبودن اصحاب پيامبر در جامعه : اولين علت گرايش برخى از تابعين به اجتهاد از راه رأى , عدم حضور اصحاب رسول خدا ( ص ) در جامعه اسلامى بوده است , زيرا با حضور آنان در جامعه اسلامى , هنگامى كه فقها با مشكلى در زمينه مسائل و احكام شرعى مواجه مى شدند به آنان مراجعه مى كردند و رفع مشكل از آنان مى شد .
ب ـ كمبود احاديث : دومين علت گرايش به اجتهاد از راه رأى , كمبود اخبار و احاديث بوده و اين كمبود بر اثر عدم تدوين حديث در ميان اهل سنت تا نيمه هاى سده دوم هجرى ادامه داشت .
ج ـ عدم آگاهى به احاديث رسول خدا : عدم آگاهى به احاديث رسول خدا ( ص ) بر اثر دورى مركز اهل رأى ( كوفه ) , از مركز اهل حديث ( مدينه ) بود . در آن زمان فقيهان به دو گروه مهم اهل رأى و اهل حديث منقسم شدند كه هر يك , مكتبى خاص و روش فقهى و گرايشى مخصوص داشته اند . اهل حديث , روگردان از رأى و متوجه احاديث , و اهل رأى