ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١١٦ - علل گرايش به اجتهاد به رأى
احاديث تدوين نشده و بايد سوزانيده شود , زيرا اگر مورد نقل قرار مى گرفتند در نقل آنها اختلاف پديد مىآمد .
ب ـ برخى ديگر بر اين اعتقادند كه علت اين امر جلوگيرى از وقوع تحريف در احاديث بوده است , چنانكه علامه حافظ ذهبى در تذكرة الحفاظ علت اين امر را جلوگيرى از تحريف در احاديث بين مسلمانان دانسته است .
ج ـ بعضى ديگر سبب اين امر را ترس از سرگرم شدن مسلمانان به احاديث و كناره گيرى از كتاب خدا دانسته اند , از جمله محمد عجاج خطيب در كتاب (( السنة و التدوين )) سبب اين امر را خوف و ترس از اينكه مسلمانان به احاديث سرگرم و از قرآن كناره گيرى كنند دانسته و مى گويد عمر بدين جهت مانع از تدوين حديث شده است .
د ـ برخى ديگر انگيزه آن را خوف و ترس از اختلاط احاديث با كتاب خدا دانسته اند .
هـ دسته اى از آنها علت را ترس از تحريف احاديث و كم و كاست شدن آنها پنداشته اند .
و ـ عده اى ديگر ترس از افزودن بر احاديث از طرف جاعلان حديث دانسته اند .
عمر بن عبدالعزيز و تدوين حديث
پس از پيامبر سنت وى در صندوق سينه صحابه و تابعين نگهدارى مى شد , و سينه به سينه نقل مى گرديد تا خلافت به عمر بن عبدالعزيز رسيد , و او محمد بن مسلم شهاب زهرى را مأمور جمعآورى و تدوين احاديث نمود , و پيش از او بيشتر فقها و اهل حديث از صحابه و تابعين با تدوين سنت نبوى مخالف بودند .
در هر حال ما فعلا در صدد بيان واقعى انگيزه منع آنان از تدوين حديث نيستيم و تنها مى خواهيم بگوييم اين عدم تدوين يكى از علل كمى احاديث شده بود .
تذكر دو نكته : نخست اينكه بيشتر صحابه و تابعان اگر چه از كتابت حديث منع نموده اند , ولى بعضى از آنان مانند امام على ( عليه السلام ) و پيروان او بر كتابت و تدوين آن تأكيد داشته و خود او احاديث رسول خدا را نوشته بود .
در كتاب (( تدريب الراوى )) آمده است : پيامبر احاديث را به على املاء و او آنها را در كتاب بزرگى جمع نمود و حكم بن عيينه آن را نزد امام باقر ديده بود , و اين در زمانى بود كه بين او و امام باقر در حكم مسأله اى اختلاف شده كه امام آن كتاب را بيرون آورد و