ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٠ - تفسير
يكديگر در ميگذرند و اختصاص بخدا ندارد جواب اينست كه گناهانى را كه موجب استحقاق عقاب است نمىبخشد مگر خداوند و همچنين خداوند گناهان كبيره را مى- بخشد و تقصيرهاى ما نسبت بهم در قبال آنها ناچيز است.
(وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا): يعنى بر گناه ادامه ندهند و ملازم گناه نشوند.
حسن گويد: اصرار بر گناه اينست كه مردم معصيت را انجام دهند و از آن توبه نمايند و اين معنى نزديك بمعنى اول است و اين گفته كافى نيست بر اينكه توبه مجرد استغفار باشد با اصرار بر گناه زيرا استغفار مؤثر است در صورتى كه اصرار بر گناه نباشد و از پيغمبر اكرم ٦ روايت شده كه: هيچ گناهى با اصرار بر آن صغيره نيست و هيچ گناهى اگر استغفار (و توبه واقعى) شود كبيره نيست: يعنى گناهان كبيره با توبه و استغفار بحال كبيره بودن باقى نميماند و صغيره با اصرار بر آن بحال صغيره باقى نميماند.
در تفسير ابن عباس آمده كه اصرار بر گناه يعنى آرامش و عادت يافتن دل بگناه و آن اينست كه گناهكار توبه و استغفار را بكلى ترك گويد.
(وَ هُمْ يَعْلَمُونَ): در اين جمله چند وجه محتمل است:
اول: يعنى مىدانند خطاست و به خطا بودن آن نيز توجه دارند و در حال فراموشى و سهو و غفلت نباشند زيرا خداوند گناهانى را كه بنده از روى فراموشى و غفلت انجام دهد ميبخشايد اگر چه از آنها بعينه توبه نكند (از جبايى و سدى).
دوم: بر دليل گناه بودن آن واقفند زيرا اگر از گناه بودن آن بىخبر باشند و راهى هم به دانستن نداشته باشند گناه از ايشان برداشته است مثل كسى كه از روى نادانى با مادر رضاعى خود تزويج كند كه گناهى بر او نيست- و اينست معنى قول ابن عباس و حسن.
سوم: يعنى ميدانند كه خداوند است كه بخشايش گناهان بدست اوست.
(أُولئِكَ): اشاره است بمتقيان كه اوصافشان گذشت.
(جَزاؤُهُمْ): پاداش ايشان بر اعمال و توبه.