ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٤ - تفسير
آن ميشوند با اينكه متقى بر آنها صدق نميكند براى اينست كه مقصود اصلى از آمادگى بهشت متقيان هستند و بقيه بتبع وارد ميشوند.
و نيز گفتهاند: مقصود اينست كه اگر متقيان نبودند بهشت خلق نميشد چنان كه اگر گويى سفره مهمانى را براى امير انداختهام گرچه ديگران هم بر آن مىنشينند و براى ديگران هم بر آن غذا نهاده شده مراد اينست كه غرض اصلى از اين سفره امير است و ديگران بطفيل او دعوت شدهاند و اگر او نبود مهمانى نميكردم.
اين جمله دلالت دارد كه بهشت اكنون موجود است زيرا چيزى كه آماده شده باشد حتماً مخلوق و آفريده شده است.
(الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ)- اين جمله صفت متقيان است و در معنى سراء و ضراء دو قول است:
اول: يعنى در حال تنگدستى و گشادگى و وسعت (از ابن عباس).
دوم: در حال خوشى و اندوه يعنى اين حالات روحى هرگز مانع بخشش آنها نميشود.
(وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ)- يعنى كسانى كه هنگام جوشش خشم آن را فرو ميبرند و از كسانى كه اذيت و ضرر ديدهاند انتقام نميگيرند بلكه صبر پيشه ميسازند.
(وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ)- يعنى كسانى كه از گناه مردم نسبت بخود ميگذرند البته در حدى كه گذشت جايز باشد و اخلال در حق خدا نشود.
و گفتهاند مراد عفو كنندگان از غلام و كنيز ميباشند.
(وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ)- يعنى هر كه چنين باشد كه گفته شد محسن است و خداوند نيكوكاران را دوست دارد به اينكه بآنان ثواب ميدهد و ممكنست احسان صفت جداگانه در رديف صفات قبلى باشد كه شرط تقوى است.
ثورى گويد: احسان اينست كه نيكى نمايى بآنكس كه بتو بد كند ولى نيكى بكسى كه بتو احسان كرده تجارت و مقابله بمثل است.