ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤١ - تفسير
٣- حكماء متقى باشيد (از سعيد بن جبير) ٤- مدبر امور مردم باشيد به اينكه ولايت و سرپرستى آنها را با اصلاح امورشان انجام دهيد (از ابن زيد) ٥- از علم خود بمردم بياموزيد و معلم آنها باشيد (از زجاج) و از پيغمبر اكرم حديث است كه: هيچ مرد و زن مؤمن و آزاد و مملوكى نيست مگر اينكه خدا بر گردن او حق واجبى دارد به اينكه علم آموزد و تفقه در آن نمايد.
ابو عبيده گويد: مردى را شنيدم كه ميگويد ربانى كسى است كه بحرام و حلال و امر و نهى و گذشته و آينده عالم باشد و ابو عبيده گويد عرب معنى ربانى را نفهميده ولى اين قول درست نيست چون قرآن بزبان عرب آمده و از محمد بن حنفيه آمده كه در روز فوت ابن عباس گفت: «ربانى اين امت فوت كرد».
(بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ): يعنى قرآن.
(وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ): يعنى فقه درس ميگرفتيد و آنكه «تدرسون» را بتشديد راء خوانده متعدى است يعنى آن را درس ميدهيد و چنين ميفهماند كه هم ميدانند و هم تعليم بديگران ميدهند ولى با تخفيف راء فقط عالم بودن آنها را مىرساند نه تعليم را.
و «باء» در بما كنتم براى يكى از سه چيز است: ١- يعنى با علم خود معلم مردم باشيد. ٢- در علم و دراست خود ربانى باشيد و باء در اين صورت در جاى فى است.
٣- از كسانى باشيد كه استحقاق اسم و صفت عالم را داشته باشيد يعنى به علم خود عمل كنيد زيرا انسان وقتى واقعاً استحقاق توصيف و مدح به عالم بودن را دارد كه عامل باشد و دليل آن(إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ)( وَ لا يَأْمُرَكُمْ): در اينجا چند قول است: ١- يعنى خدا امر نميكند. (از زجاج) ٢- و گفتهاند: يعنى محمد ٦ امر نميكند (از ابن مريم) ٣- عيسى امر نميكند.
و آنكه بنصب يأمر خوانده يا آن را عطف به «ان يؤتى» ميداند يعنى براى اين