ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٦ - لغت
بيان آيه ٥٢ تا ٥٤
لغت:
١- احساس: درك با حواس.
٢- حس: يعنى قتل زيرا الم و درد آن درك ميشود.
٣- حس: نيز بمعنى عطوفت است كه در آن احساس رقت مىباشد.
٤- انصار: جمع نصير: ياور.
٥- حوارى: در اصل حور يعنى شدت سپيدى و حوارى طعام از اينست (بواسطه بسيارى سپيدى آن) حرث بن حمزه گويد:
فقل للحواريات يبكين غيرنا: به سپيدتنان بگو بر غير ما گريه كنند «مراد زنانند كه سپيد پوست مىباشند» در اينجا حواريات بمعنى سفيدها است.
٦- شاهد: كسى كه چيزى را از روى مشاهده و ديد بچيزى خبر ميدهد و حق بودن آن را اعلام مىكند.
و گفته ميشود: برهان شاهدى است حقيقة يعنى بمنزله كسى است كه از روى مشاهده خبر ميدهد.
٧- مكر: التفات و از همين معنى است كه بنوعى از درخت مكر گويند چون خم ميشود.
٨- زن ممكور: آنكه اخلاقش قابل انعطاف است. و تعريف مگر: خدعهاى است كه انسان به آن فريب ميخورد و بضرر ميافتد و فرق بين مكر و حيله اينست كه دومى براى اظهار كردن فعل مشكلى است بدون قصد ضرر زدن بكسى و مكر حيله است بكسى براى اينكه او را گرفتار دامى كند.