ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧١ - لغت
بيان آيه ٤٥- ٤٦
قرائت:
قرائت اين آيه را در كلمه «يبشرك» بيان كرديم.
لغت:
مسيح: بر وزن فعيل بمعنى مفعول است و اصل آن بمعنى اينكه از آلودگيها مسح و صاف و پاك شده و مسيح نيز كسى را گويند كه يكى از دو قسمت چهرهاش ممسوح است و (از گوشت پوشيده و صاف است) و نه چشم دارد و نه ابرو و بهمين دليل دجال نيز باين اسم ناميده شده- گفته شده كه مسيح (بفتح ميم و تخفيف سين) اسم عيسى است كه بمعنى صديق است و مسيح بكسر ميم و تشديد سين بر وزن شرّير اسم دجال است (از ابراهيم نخعى) و ديگران اين قول را انكار كردهاند. شاعر گويد:
«اذ المسيح يقتل المسيحا: وقتى كه مسيح بكشد مسيح را» كه عيسى مسيح و دجال مسيح خوانده شد.
وجيه: كريم در نزد كسى كه از او مسئلت و خواهشى مينمايد كه آن شخص مسئول او را بواسطه آبرويى كه در نزدش دارد رد نميكند بخلاف كسى كه آبرويش را براى سؤال ميريزد و دست رد بسينهاش مىخورد.
وجه الرجل: «يوجه وجاهة» يعنى در نزد مردم داراى وجاهت و منزلت است.
جاه: مقام بلند و رفيع.
كهل: سن بين جوانى و پيرى و از اين لغت است اكتهل النبت: درخت بكهولت رسيد يعنى قوى و بلند شد. شاعر گويد:
امارس الكهلة و الصبيا: بترتيب و ممارست كودك و بزرگ مشغول ميشوم (كهلة