ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧ - تفسير
نگيرند) يعنى براى مؤمنان شايسته نيست كه كفار را اولياء خويشتن قرار دهند و از ايشان يارى بخواهند و بدانان پناه برند و با آنان اظهار محبت كنند چنان كه اين معنى در جاهاى مختلف قرآن آمده مثل آيات زير: ١-(لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ...)[١] يعنى هرگز نخواهى ديد مردمى كه بخدا و روز قيامت ايمان دارند با كسانى كه با خدا و پيامبرش مبارزه و منازعه دارند دوستى پيش گيرند.
٢- يهوديان و نصارى را اولياء خود مگيريد[٢].
٣- دشمنان من و خودتان را اولياء خود قرار ندهيد.
(مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ): بجاى مؤمنان.
يعنى: واجب است موالاة با مؤمنان باشد و اين آيه نهى از موالاة با كفار و همكارى با آنهاست عليه مؤمنان.
ابن عباس گفته كه معنى اينست كه: از ملاطفت با كفار نهى نشده.
اولياء جمع ولى است و ولى كسى است كه امور و كارهاى كسى را كه رضايت دهد بدست ميگيرد و سرپرستى ميكند به اينكه او را كمك و نصرت مينمايد و اين بر دو وجه است:
١- كمك كننده و يارى دهنده (معين) (اسم فاعل).
٢- كمك گيرنده و يارى شونده (معان اسم مفعول).
و كلمه (ولى) در آيه شريفه (اللَّه ولى الذين آمنوا ...)[٣] بمعناى اسم فاعل (معين) است و وقتى گفته ميشود مؤمن ولى خداست يعنى مورد نصرت او و كمك گيرنده از او است (معان).
(وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ): هر كه چنين كند يعنى كافران را بجاى مؤمنين اولياء خود گيرد.
(فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ): يعنى از اولياء خدا نيست و خداوند از او برى و بيزار
[١] سوره مجادله آيه ٢٢.
[٢] سوره مائده آيه ٥١.
[٣] سوره بقره آيه ٢٥٧.