ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣١ - نظم آيات
هند نزديك جنازه حمزه شد و گوش و دست و پاى او را بريد. با پيغمبر جز دو كس نماند. على ٧ و ابو دجانه سماك بن خرشه. هر گاه جمعى به پيغمبر ٦ حمله ميكردند على بجلو ميشتافت و آنها را دفع ميكرد تا شمشيرش بشكست. پيغمبر شمشير خود ذو الفقار را بدو داد. پيغمبر بگوشهاى از دامنه احد رفت و بايستاد و جنگ و حمله مشركان منحصر بيكطرف شد و على (ع) همواره با مشركان بجنگيد تا ٧٠ جراحت بسر و روى و شكم و دست و پايش رسيد. على بن ابراهيم در تفسير خود چنين آورده:
جبرئيل به پيغمبر ٦ عرضه داشت يا رسول اللَّه الحق اين فداكارى على مواسات با تست. حضرت فرمود من از عليم و على از منست جبرئيل گفت من نيز از شمايم.
حضرت صادق ع فرمايد: پيغمبر بجبرئيل نظر افكند كه بر ميان زمين و آسمان بر كرسىاى نشسته و همى گويد
(لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على)
يعنى شمشيرى نيست جز ذو الفقار و جوانمردى نيست جز على.
ابن ابى اسحاق و سدى و واقدى و ابن جرير و ديگران روايت كنند كه مشركان روز چهار شنبه به احد وارد شدند (در شوال سال سوم هجرى) و پيغمبر ٦ روز جمعه بجلوى ايشان رفت و جنگ روز شنبه نيمه شهر واقع شد.
در اين جنگ دندان پيغمبر بشكست و صورتش مجروح شد. سپس مهاجرين پس از شكست بازگشتند و از مسلمين ٧٠ نفر كشته شدند. و كفار بدنهاى عدهاى از شهيدان را مثله كرده بودند كه حمزه بيش از همه مثله شده بود و دست طلحه مضروب گشت و سعد بن ابى وقاص جلوى روى پيغمبر تير ميانداخت و حضرت ميفرمود پدر و مادرم فدايت بيانداز.
نظم آيات:
چون خداوند مسلمين را بصبر امر فرمود( (إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا)) دنبال آن در آيه قبل يارى خود را از مسلمين و همچنين پايدارى ايشان را در روز بدر ذكر كرد و سپس در اين آيه امتحان و وعدههايى كه بايشان در روز احد داده و اينكه از عهده امتحان