ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٧ - تفسير
تهديد مينمايد.
بعضى گفتهاند مراد اينست كه خداوند گفته افرادى كه طرف مشورت پيغمبرند و اظهار رأى ميكنند ميشنود و از دل آنان با خبر ميباشد. بعضى ديگر گفتهاند يعنى:
بهمه شنيدنيها شنواست و بر همه دانستنيها داناست.
(إِذْ هَمَّتْ): يعنى عزم و قصد كردند.
(طائِفَتانِ): دو فرقه و دو طائفه.
(مِنْكُمْ): از شما مسلمين.
(أَنْ تَفْشَلا): كه بترسند و راه جبن پيش گيرند.
دو طائفه يكى بنو سلمه بود و ديگرى بنو حارثه كه دو طائفه از قبيله انصار بودند (از ابن عباس و جابر بن عبد اللَّه و حسن و قتاده و مجاهد و حضرت صادق و حضرت باقر «ع»).
جبايى گويد: دو طايفه يكى از مهاجران و يكى از انصار بودند و علت تصميم آنها بر نزاع اين بود كه عبد اللَّه بن ابى سلول در روز احد آنان را گفت كه دست از جنگ با مشركان بردارند و بمدينه بازگردند و آنها نيز باين كار تصميم گرفتند ولى انجام ندادند.
(وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما): و خدا ناصر آنان است.
جابر بن عبد اللَّه گويد: آيه درباره ما (انصار) نازل شده و نازل نشدن آن هم محبوب ما نبود زيرا و اللَّه وليهما در اين آيه است (كه مدح ما را ميرساند). بعضى از محققان گفتهاند كه اين همّ و اراده خاطرهاى بود كه بفكرشان گذشت نه عزم و اراده قطعى زيرا خداوند آنها را در عين اين تصميم مدح گفته و اگر همّ و تصميم قطعى بود ذمّ آنها اولى از مدح بود.
(وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ): مؤمنان فقط بر خداوند در جميع احوال و امور توكل كنند.