ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٩ - تفسير
مورد و شأن نزول
اين آيه درباره مردانى مسلمان آمده كه با رجالى از يهود پيوستگى و رفت و آمد داشتند بواسطه سابقه دوستى و خويشى و همسايگى و يا هم پيمانى و شير خوارگى كه بين ايشان بود (از ابن عباس) و گفتهاند درباره عدهاى از مؤمنان كه با منافقان دوستى و آميزش ميكردند آمده (از مجاهد).
تفسير:
خداوند مؤمنان را از دوستى و آميزش با كفار نهى فرموده براى ترس از فتنه ايشان بر مسلمين:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا): يعنى اى كسانى كه تصديق كردهايد خدا و پيغمبر را.
(لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ): يعنى كافران را بجاى مؤمنان دوست و از خواص خود قرار مدهيد كه اسرار خود را نزد آنها افشاء سازيد.
من دونكم: يعنى از غير اهل ملت و دين خودتان.
سپس خداوند علت منع دوستى و رفت و آمد با آنها را بيان ميفرمايد:
(لا يَأْلُونَكُمْ خَبالًا): يعنى آنها هرگز در كارهايى كه موجب فساد امر شما شود كوتاهى نخواهند كرد و از هيچ كوششى در راه ضرر زدن بشما باز نخواهند ايستاد.
زجاج گويد: يعنى در بضرر افكندن شما پرهيز نخواهند داشت و بعد گويد: اصل خبال رفتن شىء است.
(وَدُّوا ما عَنِتُّمْ): يعنى آرزو دارند كه شما را بمشقت افكنند، گفتهاند: يعنى تمناى گمراه ساختن شما را از اسلام دارند (از سدى) و گفتهاند آرزومندند شما را در دين خودتان بسختى افكنند (از ابن عباس).
(قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ): يعنى نشانه دشمنى شما بر زبانها و از لابلا و فحواى گفتههايشان ظاهر گشته.
(وَ ما تُخْفِي صُدُورُهُمْ): آنچه از دشمنى شما كه در دلشان است.