ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٧ - «گفتار بزرگان در معنى شفع و وتر»
ما اقبال نمود و اراده نموده هر شب را.
٢- وجه ديگر اينكه مقصود از آن ليل يك شب معيّن باشد از ميان شبها (شب قدر و يا شب فطر و يا شب عيد قربان).
مجاهد و عكرمه و كلبى گويند: مقصود از آن شب ليله مزدلفه و شب مشعر الحرام (شب عيد اضحى) است كه مردم در آنجا جمع ميشوند به طاعت خداى تعالى در آن شب حجّاج سير ميكنند از عرفه بسوى مزدلفه سپس در آنجا نماز صبح را گذارده و بسوى منى صبحگاهان حركت ميكنند.
((هَلْ فِي ذلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ)) يعنى در آنچه را كه از سوگندها ياد شد اقناع كنندهاى هست براى صاحب عقل و خرد كه تعقّل و انديشه كنند در باره قسم و آنچه بآن قسم خورده و اين تأكيد و تعظيم است براى آنچه قسم بآن واقع شده است، و مقصود اينست كه كسى كه صاحب خرد و عقل باشد ميداند كه در آنچه خداوند تعالى از اين چيزها كه بآن قسم خورده است عجائب و دلائلى است بر توحيد و يكتايى خدا كه واضح ميكند از عجائب و شگفتيهاى صنع و بدايع حكمت او، سپس بين قسم و جواب آن فاصله جمله معترضه قرار داد، و فرمود:
((أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ)) آيا نديدى چه كرد پروردگارت بعاد ارم صاحب تكيه گاه و قوّت و نيرو، و اين خطاب به پيغمبر ٦ و تنبيه كفّار است بنا بر آنچه را خداى سبحان بامّتهاى گذشته نموده هنگامى كه كافر بخدا و پيامبران او شدند، و حال آنكه عمرهاى ايشان طولانىتر و نيرويشان سختتر بود، و عاد قوم حضرت هود (ع)