ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٩ - تفسير
|
قد لفّها الليل بسواق حطم |
ليس براعى ابل و لا غنم |
|
حقيقه كه حطم (ابن هند) در شب كلّهاى از مواشى انصار را سرقت كرد و برد در حالى كه چوپان شتر و گوسفندان نبود، شاهد اين بيت كلمه حطم است كه نام آن دزد عصر پيغمبر ٦ باشد.
و فعله بنا بر مبالغه است در صفت كسى كه فعل از او بسيار شود و بآن فعل معتاد گردد مىگويى رجل نكحه يعنى مردى كه بسيار نكاح مى كند و ضحكه بسيار ميخندد و همچنين همزه و لمزه و فعله بسكون عين براى مفعول به خواهد بود.
اعراب:
(الَّذِي جَمَعَ) در محلّ جرّ است بنا بر بدليّت از همزه و جايز نيست كه صفت باشد براى اينكه معرفه است، و ممكن است در محلّ نصب باشد بنا بر اضمار اعنى و در محلّ رفع باشد بنا بر اضمار هو، و در حرف و قرائت عبد اللَّه ويل للهمزة اللمزة است، پس بنا بر اين وجه صفت لينبذن است يعنى جمع كننده مال، و در شواذ از حسن روايت شده لينبذن يعنى جمع كننده مال، و( نارُ اللَّهِ) تقديرش هى نار اللَّه است.
تفسير:
((وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ)) واى بر هر عيبجوى در پشتسر و ظاهر ابن عبّاس گويد: اين وعيد است از خداى سبحان براى هر غيبت كننده كه بسخن چينى فعّاليت ميكند كه ميان دوستان را بهم بزند، و از او روايت شده نيز كه گفته است همزه طعن زننده و لمزه غيبت كننده است.
سعيد بن جبير و قتاده گويند: همزه غيبت كننده و لمزه طعنه زننده