ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٨ - تفسير
به على بن ابى طالب ٧ فرمود، كيست بدبختترين اوّلين گفت پىكننده ناقه و شتر، فرمود، پس بدبختترين آخرين كيست؟ گفتم نميدانم اى رسول خدا، فرمود آنكه ميزند بر فرق تو و اشاره فرمود به فرق على ٧.
و از عمّار بن ياسر رسيده كه گفت من و على بن ابى طالب ٧ در غزوه عسر خوابيده بوديم در كنار ديوار و حصارى از نخلستان و پشته از خاك، پس قسم بخدا كه ما بيدار نشديم مگر اينكه رسول خدا ٦ ما را به پايش حركت داد در حالى كه ما خاك آلوده شده بوديم از آن پشته خاك، پس فرمود: آيا حديث نگويم شما را به بدبختترين مردم كه دو مرد بودند گفتيم چرا يا رسول اللَّه، فرمود، سرخ رنگ كوتاه ثمودى كه شتر را پى نمود و كشت و آنكه تو را با شمشير زند يا على بر فرق سرت (و گذارد دست مباركش را بر فرق سر على) تا محاسنت از خون سرت رنگين شود.
و بعضى گفتهاند كه پىكننده ناقه سفيد پوست كبود چشم كوتاه قدّ چسبيده بمردم بود، يعنى از راه تكدّى و گدايى از مردم زندگى ميكرد.
((فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ)) پس بايشان صالح رسول خدا فرمود:
((ناقَةَ اللَّهِ)) كلبى و مقاتل گويند: كه فراء گويد ايشان را از آن شتر تحذير فرمود و هر تحذيرى اعلان خطر است. و تقديرش، احذروا ناقه اللَّه فلا تعقروها است، چنانچه گفته ميشود، الاسد الاسد، شير، شير يعنى از او فرار كنيد و دورى نمائيد.
((وَ سُقْياها)) يعنى و آشاميدن او از آب يا آنچه آب مينوشد، يعنى مزاحم نشويد او را در آبشخوار، چنانچه خداوند سبحان فرمود، لما شرب