ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦ - دليل
و اين جايز نيست زيرا واجب است اوّابا گفته شود، براى اينكه آن فعال پس صحيح است بجهت احتمال تغيير بسبب ادغام مثل قول ايشان اجلوذ اجلواذا.
ابو الفتح گويد: ممكن است كه واو را قلب به ياء از باب اواب اگر چه متحصّن است بسبب ادغام در حال نيكو بودن براى تخفيف نه از جهت وجوب چنان كه گفتهاند، ديّمت السماء در دوّمت آسمان دائما ميبارد.
گويد:
|
هو الجواد ابن الجواد بن سبل |
ان ديّموا جاد و ان جادوا وبل |
|
اوست بخشنده پسر بخشنده پسر سبل، اگر همواره بخشند و اگر نبخشند بسيار عطا كند و زياد بخشش نمايد.
و گويد: ممكن است از آب يؤب بنا شده باشد، فيعلت، و اصلش ابويت بوده و مصدرش ابواب، پس واو بواسطه يائى كه ما قبلش ساكن است قلب بياء (ايّاب) شده، و ممكن است اوبت فوعلت باشد و مصدرش بنا بر وزن فيعال مثل حيقال از باب حوقلت باشد. اصمعى گويد:
|
يا قوم قد حوقلت او دنوت |
و بعد حيقال الرجال الموت |
|
اى فاميل من قطعا من پير و خميده و يا نزديك به پيرى و فرتوتى شدم و بعد از شكسته شدن مرد مرگ است.
پس ايواب گرديده و او را قلب بياء كرده ايّاب گشته است.
و امّا قرائت حضرت امير المؤمنين على ٧، پس مفعول در تمام آن آيات محذوف است براى دلالت معنى بر آن، يعنى چگونه خلق كردم اشتر را و چگونه بلند نمودم آسمان را و چگونه نهادم كوهها را