ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦٠ - دليل
ميگويى، اذهب اذهب، و كسى كه احد اللَّه گويد نون را حذف كرده، پس البتّه نون شباهت بحروف لين در ديگرى آورده در اينكه آن زياد مىشود چنانچه آنها زياد ميشوند و در اينكه آن در آنها ادغام ميگردد چنانچه هر يك از واو و ياء در ديگرى ادغام ميشود و در اينكه الف در اسماء منصوبه از آن تبديل ميشود و در حقيقت چون شباهت بحروف لين دارد جارى مجراى آن شود در اينكه نون ساكنه محذوف شود براى التقاء دو ساكن، چنانچه الف و واو و ياء محذوف ميشد براى التقاء در مثل رمى القوم و يغزو الجيش و يرمى القوم، و از اين جهت نون ساكنه در فعل حذف شود در مثل لم يك و لا تك فى مريه پس نون در احد اللَّه حذف شده براى التقاء دو ساكن چنانچه اين حروف حذف شده و چنانچه در مثل هذا زيد بن عمر و حذف شده تا اينكه در كلام مستمر شده و ابو زيد انشاد نمود.
|
فألقيته غير مستعتب |
و لا ذاكر اللَّه الّا قليلا |
|
پس انداختم او را بدون زحمت و ناراحتى بياد خدا نبود مگر اندكى شاهد اين بيت ذاكر اللَّه است كه تنوين آن حذف شده.
و شاعرى گويد:
|
كيف نومى على الفراش و لمّا |
تثمل الشام غاره شعواء |
|
|
تذهل الشيخ عن بنيه و تبدى |
عن خدام العقيله العذراء |
|
چگونه خواب من بر رختخواب گوارا بر من باشد و حال آنكه شامل غاره پراكنده شام نشده است، غافل ميشود پدر از فرزندانش و ظاهر مى شود خلخال پاى زن نجيبه كريمه در وقتى كه دامن خود را براى فرار جمع ميكند، شاهد اين بيت حذف تنوين است از خدام.