ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٨ - دليل
مشابهت زيادى بحذف، آيا نمىبينى كه نداء وقتى در موضع حذف قرار مى گيرد بسبب ترخيم و حذف حروف صحيحه لازم ميدانند حذف را در بيشتر كلام براى حروف تغيير كننده و آن تاء تأنيث است، پس همين طور لازم شده حذف در وقف براى اين حروف تغيير كننده پس تغيير آن را حذف قرار دادهاند و مراعات نكردهاند آنچه در حروف صحيحه رعايت شده، پس بين آن و بين زائد در حذف بسبب جزم مثل لم يغفر و لم يرم و لم يخش تساوى دانستهاند و جارى كردهاند آن را مجراى زائد در اطلاق در مثل
|
«و بعض القوم يخلق ثمّ لا يغرى»[١] |
و بعضى مردم قصد ميكنند سپس انجام نميدهند، و ما يمرّ و ما يحلو، و آنچه تلخ و آنچه شيرين است چنان كه گفتند
|
«اقوين من حجج و من دهر»[٢] |
يعنى گذشته از اوّل سالها و از اوّل دهر، و براى همين اختيار شده در حذف فاصلهها و قافيهها و همين طور است قول خدا،( جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ)، بهتر در آن حذف است هر گاه فاصله باشد اگر چه بهتر اثبات ياء است اگر فاصله نباشد.
و كسى كه در وصل يسوى با ياء خوانده و در وقف بدون ياء پس او قائل باين شده هر گاه وقف بر آن نكند بمنزله غير آن شده از مواضعى كه وقف
[١]- جزئى از بيتى است كه تمامش اينست:
|
و لانت تغرى ما خلقت |
و بعض القوم يخلق ثمّ لا يغرى |
|
[٢]- اوّل اين بيت اينست
|
لمن الديار بقنه الجهر |
اقوين من حجج و من دهر |
|