ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٨ - تفسير
حيوانات آن را خورده سپس فضله نموده پس خشكيده و از هم پاشيده باشد خداوند تشبيه فرمود قطعه قطعه شدن بندها و اعضاء ايشان را بپراكنده شدن اجزاء فضله و پشكل چار پايان.
حسن گويد: ما كودكان و جوانانى بوديم در مدينه و ساق جو كه عصف ناميده ميشود ميخورديم، ابو عبيده گويد: عصف برگ زائد است. زجاج گويد: يعنى ايشان را مانند برگ زراعت كاه گردانيديم، و اين از بزرگترين معجزات و آيات باهره بوده كه در آن زمان خداوند تعالى ظاهر فرموده براى اينكه دلالت نمايد بر وجوب معرفتش و در آن برهانى براى نبوّت پيامبر ما ميباشد، زيرا كه آن حضرت در اين سال متولّد شده است.
جماعتى از معتزله گويند: بدون شك آن معجزهاى براى پيامبرى از پيامبران در آن زمان بوده و چه بسا گفتهاند كه آن خالد بن سنان بوده است و ما نيازى باين حرفها نداريم، براى اينكه ما تجويز ميكنيم اظهار معجزه را براى غير پيامبران از ائمه : و اولياء خدا، و در آن دليل كمر شكنى براى شكستن كمر فلاسفه و ملحدين كه منكر آيات خارق عادت هستند ميباشد، براى اينكه امكان ندارد نسبت دادن چيزى را از آنچه خداى تعالى ذكر كرده از امر اصحاب فيل به طبيعت و عادت چنانچه صيحه آسمانى و باد صرصر و فرو رفتن در زمين و غير آن را از آنچه را كه خداى تعالى بسبب آنها هلاك نمود امتهاى گذشته را (مانند هلاك قوم عاد و ثمود و قوم لوط و شعيب و فرعون و ...) زيرا ممكن نيست براى ايشان كه در اسرار و رموز طبيعت ببينند فرستادن پرندگانى