ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩٦
الناس و عياشى به اسنادش از ابان بن تغلب از جعفر بن محمد ٨ روايت كرده كه گفت رسول خدا ٦ فرمود:
هيچ مؤمنى نيست مگر اينكه براى قلب او در سينهاش دو گوش است يك گوش را فرشته در آن ميدمد و الهام ميكند و در گوش ديگر وسواس خنّاس وسوسه ميكند، پس مؤمن را خدا بفرشته تأييد مينمايد و اين قول اوست، و ايّدهم بروح منه، و تأييد ميكند ايشان را بر وحى و فرشتهاى از خودش.
تمام شد ترجمه تفسير نفيس مجمع البيان در تاريخ يكشنبه ٢٥ ذى حجّه ١٣٩٨ بدست خطا كار اين بنده رو سياه اميدوار به عفو و كرم صاحب قرآن و شفاعت حاملين واقعى و بيان كنندگان متشابهات و مجملات آن خاندان رسالت : ..
محمد بن على الرازى تايپ: حسن فقيهى پايان
( مترجم)
يعنى تو هر گاه قصد كردى انجام ميدهى ولى بعضى از مردم قصد ميكنند ولى نميكنند.
، يعنى گذشتند از اوّل سالها و از هر روزگارها.
، تا اينكه گويد
|
ثمّ قالوا ..... |
و بعد از آن گويد:
|
سلبتنى محاجه السكّ عقلى |
فسلوها بما يحل اعتصابى |
|
( مترجم)
هر گاه سختى بتو فشار آورد انديشه و فكر كن در سوره مباركه الم نشرح كه( يك عسر را ميان دو يسر قرار داده كه وقتى در پيرامون آن انديشه كردى خوشحال شو كه فرج و گشايش زود رس در مقابل خواهد بود.
، فضيلتى و مقامى نيست براى احدى مگر براى اهل علم و دانش كه ايشان براى هدايت و ارشاد كسانى كه طلب هدايت ميكنند دليلها و رهنمايانند، صادق سرمد هم بفارسى همين مضمون را سروده و گفته:
|
آن را كه فضل و دانش و تقوى مسلم است |
هر جا قدم نهد قدمش خير مقدم است |
|
|
كس را بمال فخر بر اهل كمال نيست |
علم است آنكه مفخر اولاد آدم است |
|
|
( در پيشگاه علم مقامى عظيم نيست |
كزهر مقامى و مرتبهاى علم اعظم نيست |
|
|
جاهل اگر كه هست مقدم مؤخر است |
عالم اگر چه زاد مؤخر مقدم است |
|
|
جاهل به روز فتنه ره خانه گم كند |
عالم چراغ جامعه و چشم عالم است |
|
( مترجم)
|
ما سمعيم و عليم و باهشيم |
با شما نامحرمان ما خاموشيم |
|
( مترجم)
و نيز گويد:
|
دل بغير از شاه مردان با كسى سودا ندارد |
بى( ولاى مرتضى) دل داشتن معنى ندارد |
|
|
خواست گر روزى رود از اين سرا با زاد و توشه |
بهتر از حبّ على در دست خود كالا ندارد |
|
|
روز رستاخيز مغزش از حرارت مىگدازد |
هر كه در( ظل همايون على) مأوى ندارد |
|
دنباله پاورقى صفحه بعد: ١- دنباله پاورقى از صفحه قبل:
|
گر نباشد در كفش پروانه امضاء مولا |
راه بر او بسته جا در عالم بالا ندارد |
|
|
چون بخواهد بار يا خود را رهاند هاتف غيب |
بانگ بر او مىزند پروانهات امضاء ندارد |
|
|
با( كلام اللَّه ناطق) هر كه در افتد ور افتد |
نيست ترديدى در آن امروز يا فردا ندارد |
|
|
ذات بى همتايى تفسير قرآن مجيدش |
در همه كون و مكان جز چارده دانا ندارد |
|
( مترجم)
|
رو تا به سرت جيش ابابيل نيايد |
بر فرق تو و قوم تو سجّيل نيايد |
|
|
تا دشمن تو مهبط جبريل نيايد |
تاكيد تو در مورد تضليل نيايد |
|
|
تا صاحب خانه نرساند بتو آزار |
زنهار بترس از غضب صاحب خانه |
|
|
بسپار بزودى شتر سبط كنانه |
برگير از اين راه مجو عذر و بهانه |
|
|
بنويس به( نجاشى) اوضاع شبانه |
آگاه كنش از بد اطوار زمانه |
|
|
و ز طير( ابابيل) يكى بر بنشانه |
آن را كه خبر نيست فكار است ز افكار |
|
يا اينكه بر دارد با دشمن رو پوش و روسرى خود را.
ميگويم البتّه قرآن بضميمه خاندان رسالت : نه فقط قرآن زيرا پيامبر اسلام هم فرمود
انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابدا
، ميان شما دو چيز يادگار و امانت ميگذارم كتاب خدا و عترتم مادامى كه باين دو متمسّك بشويد هرگز گمراه نميشويد ...