ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٤ - تفسير
از لوح محفوظ را.
و بعضى گفتهاند:( (فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ)) يعنى در اين صحيفه كه آن قرآن است كتابهاى ارزنده و مستقيمه هست، يعنى كه البتّه قرآن مشتمل بر معانى كتابهاى پيشين است، پس تلاوت كننده آن خواننده كتابهاى قيّمه است چنانچه فرمود:( (مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ)) تصديق كننده كتابهايى كه در ميان دو دست او و جلوى اوست، پس هر گاه مصدق آنها شد تالى آنها خواهد بود.
و بعضى گفتهاند: يعنى در قرآن كتابهاى ارزنده است بمعناى اينكه آن شامل ميشود بر اقسامى از علوم كه هر نوعى كتابست، سدى گويد:
در آن قرآن واجبات خداست كه عاملش را در مسير و مرز عدالت قرار ميدهد( (وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ)) يعنى:
اين گروه در امر محمد ٦ دگرگون و مختلف نشدند مگر بعد از اينكه در كتابهايشان بشارتهاى بآمدن او بر زبانهاى پيامبرانشان آمد، پس حجّت بر ايشان تمام بود و هيچ عذرى نداشتند و هم چنين مشركين را بدون حجّت كه بر ايشان قائم باشد وا نگذارد.
و بعضى گفتهاند: يعنى و همواره اهل كتاب (يهود و نصارى) اجتماع و اتحاد در تصديق محمد ٦ داشتند تا خدا او را مبعوث كرد، پس چون مبعوث شد در امر او متفرّق شده و اختلاف كردند، پس بعضى از ايشان ايمان باو آوردند و بعضى ديگر كافر باو شدند، سپس خداى سبحان ياد نمود آنچه را كه در كتابهايشان مأمور بآن بودند، پس فرمود:
((وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ)) يعنى خداى تعالى ايشان را امر