ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٦ - تفسير
نموده توانگر نمود، و فراء هم همين را اختيار نموده گويد: توانگر از بسيارى مال نبود ليكن خداوند سبحان او را راضى نمود بآنچه كه او را از روزى داده بود و اين حقيقت توانگرى است، و عياشى باسنادش از حضرت ابى الحسن الرضا ٧ روايت نموده است در ذيل آيه( (أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى)) فرمود يعنى تنهايى و در ميان مخلوقات مانندى براى تو نيست پس پناه داد مردم را بسوى تو،( وَ وَجَدَكَ ضَالًّا) يعنى گمنام در ميان مردم كه فضل و مقام تو را نميشناختند، پس ايشان را هدايت فرمود بتو،( وَ وَجَدَكَ عائِلًا) كه اراده و سرپرستى نمودى اقوامى را بعلم و دانش پس بينياز نمود ايشان را بسبب تو.
و روايت شده كه پيغمبر ٦ فرمود: منّت گذارد خدا بر من و اوست اهل منّت، و بعضى از ملحدين طعنه زده و اشكال نموده كه چطور امتنان با انعام و احسان نيكو بود و آيا اين از فعل كريمان است و جواب اينست كه منّت البتّه قبيح و زشت است از منعم آن گاه كه از متنعّم و نعمت داده شده تنقيص كند و بر سر او بزند و او را اذيت كند و امّا كسى كه ميخواهد تذكّر بدهد براى شكر و سپاس نعمت او و ترغيب در او تا اينكه شاكى و سپاسگزار مستحق زياده و فزونى شود، پس آن در نهايت خوبى و حسن است و براى اينكه از كمال وجود و تماميّت كرم تعريف آنست كه بر او نعمت داده شده و اينكه البتّه بر او انعام فرمود تا سؤال كند آنچه بآن محتاج است تا عطايش نمايد، سپس خداوند سبحان او را سفارش در باره يتيمان و بينوايان نموده و فرمود:
((فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ)) قراء و زجاج گويند: يعنى و امّا يتيم را مقهور