ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٥ - اقوال در اين آيه
تسخير خدا آن را براى بندگانش پس آن را ميخواباند و بر آن سوار ميشود آن گاه بلند ميشود، و در غير آن از چهار پايان نيازى بخوابانيدن آن نيست و بر هيچ كدام آن چيزى حمل نميشود مگر آنكه آن حيوان ايستاده است، پس خداوند اين آيه را بايشان ارائه داد تا بسبب آن استدلال كنند بر توحيد خدا.
از حسن سؤال از اين آيه شد و باو گفتند فيل كه بزرگتر از شتر است در شگفتى، چرا خدا نفرمود أ فلا ينظرون الى الفيل كيف خلقت؟
گفت امّا فيل پس از خاطر و ذهن عرب دور است و معهود بآن نيست و پس از فيل خوك است كه عرب سوار بر آن نميشود و گوشتش را نميخورد، و شيرش را نميدوشد، ولى شتر از بهترين مال عرب و نفيسترين چيزهاست نزد ايشان، هسته خرما ميخورد و بچه مىآورد و شير ميدهد، و يك كودكى افسار او را گرفته و بآن بزرگى جثه و هيكلش هر جا كه خواهد او را ميبرد، و حكايت شده كه موشى افسار شترى را گرفته و آن را هدايت مينمود و ميكشيد تا موش داخل سوراخش شده و افسار را كشيد و شتر خوابيد و دهانش را نزديك سوراخ موش گذارد[١]( (وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ)) يعنى چگونه خداوند آن را بالاى زمين افراشته و ميان اينها اين فضاء و هوايى كه قوام زندگى خلق بآنست قرار
[١]- و با زبان حال ميگفت اى ميزبان عزيز من بدعوت و راهنمايى تو در منزل تو آمدم ولى چكنم كه منزلت محقّر و گنجايش ميهمان بزرگى چون مرا ندارد، اى موش عزيز مگر نشنيدهاى كه گفتهاند:
|
يا نكن با فيل بانان دوستى |
يا بنا كن خانهاى در خورد فيل |
|