ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٣ - تفسير
اينكه آن موجب اين ميشود.
الوزر: در لغت بمعناى ثقل و سنگينى است و وزير هم از آن مشتق ميشود براى متحمل شدن او سنگينىهاى بار حكومت را و گناهها را هم كه اوزار ناميدهاند براى آنست كه مستحق ميشود بر آن عقوبتهاى بزرگ را.
انقاض: ثقلها و سنگينىهايى است كه منتقض ميشود به سبب آن آنچه حمل بر آن شده، و نقص و هدم يكى است، و نقض مذهب ابطال آن است بآنچه آن را فاسد ميكند و تعبير نقض سفر آن گاه كه سفر او را سنگين كند.
النصب: بمعناى تعب است، و غم و غصّه او را بتعجب آورد پس او غمناك است، شاعر گويد:
|
تعناك هم من اميمه منصب |
، بزحمت و تعب انداخت تو را غصه منصبى از اميه، و هم ناصب يعنى غصه غمناك صاحب غم و رنج، نابغه شاعر گويد:
|
كلينى، لهم يا اميمه ناصب |
، اى اميمه مرا واگذار براى غصّه ايكه صاحب رنج و تعب است.
تفسير:
سپس خداوند سبحان تمام نمود نعمتهاى خود را بر پيامبرش ٦ و فرمود:
((أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ)) آيا سينه تو را گشاده ننموديم براى تو.
سعيد بن جبير از ابن عبّاس روايت نموده گويد كه پيغمبر ٦ فرمود هر آينه من مسئلهاى را از پروردگارم پرسيدم و دوست داشتم كه نپرسيده بودم گفتم بار پروردگارا پيامبرانى قبل از من بودند كه باد را مسخّر بعضى