ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٨٠ - لغات
شود روشنتر از شكاف صبح و جدا كرد صبح براى آنكه عمود صبح ميشكافد بسبب روشنايى سياهى شب را.
الغاسق در لغت آنكه هجوم كند بضررش و در اينجا مقصود شب است زيرا در آن درّندگان و گزندگان از آشيانهها و سوراخهاى خود بيرون ميآيند غسقت القرحه هر گاه چرك آن بيرون آيد و سر باز كند و از آنست الغساق صديد اهل النار چرك و خون اهل آتش كه به سبب عذاب سيلان پيدا ميكند و غسقت عينه يعنى اشكش سرازير شد.
الوقوب: يعنى دخول وقب يقب دخل يدخل و از آنست الوقبه الفقره دميدن در بوق براى آنكه در آن داخل ميشود.
النفث: شبيه و مانند نفخ و دميدن است و امّا تفل (لف) پس آن دميدن با آب دهان است و اين فرق است بين نفث و تفل.
فرزدق شاعر گويد:
|
هما نفثا فى فىّ من فمويهما |
على النافث الغاوى اشدّ رجامى |
|
آن دو زن دميدند در دهان من از دهان خودشان بر دمنده فريبنده سختترين انداختن را، شاهد اين بيت نفثا است كه بمعناى دميدن و يا ريختن آب دهان است.
الحاسد: آنست كه آرزو ميكند زوال نعمت را از صاحبش گرچه براى خودش هم نخواهد، پس حسد مذموم است و غبطه ممدوح و پسنديده است و غبطه خواستن نعمت است براى خود مانند آنچه براى رفيقش هست و نميخواهد زوال آن نعمت را از او.