ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٦ - دليل
حديث كن.
قرائت:
در قرائت شواذ و نادره از پيغمبر ٦ و عروه بن زبير رسيده ما ودعك بتخفيف و قرائت مشهور ما ودّعك بتشديد است، و از اشهب عقيلى فاوى بدون مد ذكر شد و از ابن سميفع، عيّلا با تشديد نقل شده، و از نخعى و شعبى فلا تكهر بكاف و در مصحف عبد اللَّه هم همين طور است.
دليل:
ابن جنّى گويد: ودع بتخفيف استعمالش كم ميشود، و سيبويه گويد بقولشان ترك از گفتن و ذرو، ودع بينياز شدهاند، و ابو على در اين موضوع انشاد كرده شعر ابى الاسود را:
|
ليت شعرى عن خليلى ما الذى |
غاله فى الحبّ حتى ودعه |
|
اى كاش ميدانستم از خليل و دوست من چه چيز او را در محبت فريب داد و اغفال كرد تا ترك گفت، شاهد اين بيت كلمه ودعه است بتخفيف آمده.
و امّا قول خدا، فآوى، پس آن از آويه است يعنى رحمت كردم بر او و امّا عيّلا، پس آن فيعل از عيله و آن بمعناى فقر است و آن مثل عائل است و معناى هر دو صاحب عيال و عيالمند است بدون توانگرى، مىگويند عال الرجل يعيل عيله، يعنى عيال و نان خور او زياد، و فقير و محتاج شد، شاعر گويد:
|
و ما يدرى الفقير متى غناه |
و ما يدرى الغنىّ متى يعيل |
|
و نميداند فقير توانگرى و بينيازى او كى و كجاست، و نميداند شخص