ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٣ - تفسير
و بعضى گفتهاند كه مقصود از اتقى، تقى پرهيزكار و از اشقى و شقى بدبخت است چنانچه طرفه گويد:
|
تمنّى رجال ان اموت و ان امت |
فتلك سبيل لست فيها باوحد |
|
آرزو ميكنند مردانى كه من بميرم و اگر من مردم پس اين راهيست كه همه خواهند رفت و من در اين راه تنها نيستم شاهد اين بيت كلمه اوحد است كه بمعناى واحد آمده است.
سپس خداوند سبحان توصيف نمود، التقى را و فرمود:
((وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى)) يعنى اتقى مالش را در راه خدا انفاق و صرف نكرده براى دستى كه سودى باو رسانيده كه تلافى كند بر آن و نه براى دستى كه بگيرد آن را در پيش يكى از مردم.
((إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى)) مگر براى طلب كردن و خواستن رضاى خدا يعنى و ليكن اتقى و پرهيزكار آنچه كرده طلب ميكند رضايت و خشنودى و ثواب خدا را و ذكر وجه نموده براى شرافت آن و مقصود نمى خواهد مگر براى خدا و خواستن ثواب خدا.
((وَ لَسَوْفَ يَرْضى)) يعنى و هر آينه بزودى خدا باو عطا فرمايد از جزاء و پاداش آن قدرى كه بآن خوشنود شود، پس قطعا عطا فرمايد او را هر چه آرزو كند و هر چه را كه بقلبش خطور نكرده باشد پس بيگمان بآن راضى شود.