ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٢ - تفسير
قاضى گويد: قول خدا،( لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى)، دلالت ندارد بر اينكه خداى تعالى داخل آتش نميكند مگر كافر را بنا بر آنچه را بعضى از خوارج و مرجئه[١] ميگويند و اين مطلب براى اين است كه خداوند نار و آتش ذكر شده را نكره آورده، و آن را معرّفى نكرده پس مقصود باين است كه (نارا) از جمله آتشهاست كه نمىرسد بآن و يا نمىافتد در آن مگر كسى كه حال او چنين باشد.
و آتش دركات دارد بنا بر آنچه را كه بيان فرمود خداوند سبحان آن را در سوره نساء در شأن منافقان، پس از كجا دانسته شده كه غير از اين آتش را قوم و مردم ديگر وارد نميشوند.
و بعد از اين، پس بدرستى كه ظاهر از آيه ايجاب ميكند كه داخل آتش نشود مگر كسى كه تكذيب نمود خدا و اعراض از ايمان نمود و جمع بين دو امر هم چنين اقتضا ميكند، پس براى قوم خوارج و مرجئه چارهاى نيست مگر اينكه خلاف اين را بگويند براى اينكه ايشان آتش را واجب مىدانند براى كسى كه از بسيارى از واجبات اعراض كند و گرچه تكذيب نكند آن را.
[١]- خوارج فرقهاى از مسلمين هستند كه در قضيه حكميت بر عليه حضرت امير المؤمنين خليفه بلا فصل و مظلوم پيامبر٦ خروج كردند و با اينكه خودشان اصرار بحكميّت نمودند ولى بعد از تحكيم گفتند لا حكم الا للّه و با آن حضرت در نهروان جنگيدند و آنها چهار هزار نفر بودند كه جز ده نفر همگى كشته شدند و از آنها اشعث بن قيس كندى و ذو الثديه جد احمد بن حنبل امام فرقه حنابله بوده و يكى از آنها عبد الرحمن بن ملجم مرادى قاتل على ٧ اشقى الاوّلين و الآخرين است.
و مرجئه يكى ديگر از فرق مسلمين است كه در عصر حضرت امام جعفر( صادق ٧ پيدا شده و ابو حنيفه رئيس حنفى مذهب هم متمايل باين مذهب بوده است و اين فرقه قائل بحد وسط نيستند و ميگويند مردم يا مؤمن هستند و يا كافر، فساق را ملحق بكفّار ميدانند.( مترجم)