ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٧ - دليل
پس مصدر بمفعول به اضافه شود چنانچه در قرائت اوّل اضافه شد و فاعل ذكر نشد، چنانچه ذكر نشد در مثل قول خداى تعالى( (مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ)) معنى در هر دو قرائت يكسان بود، و مراد از احد فرشتگان هستند كه متولّى و متصدّى عذاب اهل آتش هستند، و اين مانند قول خدا،( يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ)، روزى كه در آتش بر صورتشان شنا ميكنند و قول خدا،( إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ) و اگر به بينى زمانى كه فرشتگان كافرها را ميزنند صورتها و پشتهاى ايشان را و قول خدا،( (لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ)) براى ايشانست عمودها و گرزهاى آهنين شبههاى نيست كه اين قول اولى است، و فاعل اين فرشتگانند.
گويد و دليل قول كسى كه يسرى با ياء گفته در حال وصل و يا وقف اين است كه فعل در حال وقف حذف از او نميشود، چنانچه از اسماء حذف ميشود مثل قاض و غاز پس مىگويى: هو يقضى و انا اقضى پس ياء ثابت ميماند و حذف نميشود چنانچه از اسم حذف ميشود مثل هذا قاض و اثبات ياء در وقف بهتر از حذف نيست، و اين براى اينست كه البته آن فاصله است، و تمام آنچه در كلام حذف ميشود و آنچه در آن اختيار ميشود كه حذف نشود مانند القاضى بالف و لام هر گاه در قافيه و يا فاصله باشد حذف ميشود، و اين حروف از نفيسترين كلام است و قطعا حذف آن نيكو نيست چنانچه سائر حروف ثابت است و حذف نشود.
پس قول در اينكه فاصلهها و قافيهها در مواضع وقف و موضع و محل تغيير است، پس چون وقف حروف صحيحه بسبب تضعيف و ساكن شدن و روم حركه تغيير ميكند اين حروف هم در آن تغيير مىكند بجهت