ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣ - تفسير
((وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ)) و سوگند بزمينى كه صاحب شكاف است به سبب گياهان و درختها شكافته و از آن گياه و درختان بيرون مىآيد.
((إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ)) اين جواب قسم است، يعنى البته قرآن بين حق و باطل را جدا ميكند بواسطه بيان كردن هر يك از آن دو، و از حضرت صادق ٧ هم همين روايت شده است.
و بعضى گفتهاند: يعنى وعده بروز بعث و قيامت و زنده شدن بعد از مرگ قول فصل و گفته قطعى است كه خلاف و شكّى در آن نيست.
((وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ)) يعنى آن جدّى است و شوخى نيست، و بگفته بعضى يعنى قرآن براى بازى نازل نشده است سپس خداوند سبحان خبر داد از مشركين قريش و فرمود:
((إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً)) البته ايشان نقشه ميكشند براى تو و مؤمنان بتو و قصد دارند كه نور تو را خاموش كنند.
((وَ أَكِيدُ كَيْداً)) يعنى من اراده ميكنم امر ديگرى بر ضدّ آنچه اراده مينمايند و تدبير ميكنم چيزى را كه نقشههاى آنها را نقش بر آب كند، پس اين را كيد ناميده از جهتى كه برايشان مخفى ميباشد.
((فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ)) يعنى اى محمد مهلت بده كافرها را و عجله در هلاكت آنها نكن و راضى باش تدبير خدا را در باره ايشان.
((أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً)) قتاده گويد: يعنى مهلت كمى، و مهلت دادن را اندك و قليل قرار داده است، زيرا آنچه شدنى بدون شك اندك و كم است، و مقصود بآن روز قيامت است.
و بعضى گفتهاند: مقصود روز بدر است، و مقصود اينست كه عجله و