ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٠ - لغات
لغات:
الفجر: پاره شدن عمود صبح است (كه مانند دم گرگ در مشرق افق ظاهر ميشود) خداوند براى بندگانش شكافته است شكافتنى آن گاه كه آن را در افق مشرق ظاهر ميكند به پشت كردن شب تاريك و آمدن روز روشن، و آنها دو فجر است:
١- فجر مستطيل است و آن سفيديست كه از جهت درازى و طول بالا ميرود مانند دم گرگ و آن در شرع حكمى ندارد.
٢- آن سپيدى است كه كشيده و در افق و فضاى آسمان پراكنده ميشود و آن اوّل وقتيست كه در ماه رمضان خوردن و نوشيدن در آن حرام است براى كسى كه ميخواهد روزه بگيرد و آن اوّل روز است.
الحجر: عقل و خرد را گويند و اصل آن منع است مىگويند حجر القاضى على فلان ماله، يعنى قاضى منع كرد فلانى را از تصرّف مالش، و عقل منع ميكند از كارهاى زشت و قبيح و تنفّر ميدهد از فعل آن.
العماد: جمع آن اعمد و آن پايهاى است كه بر آن بنا گذارده ميشود و در قوّه و شرافت استعمال ميشود، ميگويند فلانى بلند است شرافتش و يا نيرويش، شاعر گويد:
|
و نحن اذا عماد البيت خرّت |
على الاخفاض نمنع من يلينا |
|
و ما هر گاه پايه خانه بر اثاث و متاع خانه فرو ريزد منع مينمائيم كسى را كه در كنار و جوار ما باشد از اينكه باو صدمهاى وارد شود، شاهد اين بيت كلمه عماد است كه بمعناى زوال قوّه و نيروى مالى است.