ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣١٠ - شأن نزول
لعنه اللَّه در آن خطبه حمد را نخواند و بر پيغمبر ٦ درود نفرستاد.
اعراب:
(وَ انْحَرْ) مفعولش محذوف است يعنى قربانى و شتر اهدايى خود را نحر و قربانى كن چنانچه لبيد حذف كرده از قول خودش كه ميگويد
|
(و هم العشيره ان يبطئ حاسد)[١] |
و ايشان مردمى هستند كه حسود آنها ايشان را به سستى و كندى نسبت ميدهد، و قول خدا،( إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ)، لا انت، تقديرش اينست يعنى او بلا عقب است نه تو براى اينكه نام تو بلند است هر جا و هر وقت من ياد شوم به لا اله الّا اللَّه تو ياد شوى بمحمد رسول اللَّه ٦ با من فصلّ و الأبتر دو خبر هستند، فصلّ خبر مقدّم براى لربّك، و الأبتر خبر براى هو.
شأن نزول:
مفسّرين از ابن عباس نقل كردهاند، كه سوره كوثر در باره عاص بن وائل سهمى نازل شده و اين موقعى بود كه ديد رسول خدا ٦ از مسجد بيرون ميآيد پس در نزديكى در بنى سهم با آن حضرت ملاقات و گفتگو كرد در حالى كه عدّهاى از بزرگان قريش در مسجد نشسته بودند، پس چون عاص داخل شد گفتند باكى صحبت ميكردى گفت با اين ابتر و اين بعد از فوت عبد اللَّه فرزند رسول خدا ٦ از خديجه (ع) بود، و رسم و عادت عرب جاهلى اين بود كسى را كه پسر نداشت او را ابتر ميناميدند، پس
[١]- اين نصف بيت از قصيده معلّقه از هفت قصيده معروف بسبعه معلّقه است و اوّلش اين است
|
( او ان يميل مع العدوّ لثامها) |