ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٣ - قصه إرم ذات العماد
ميخ بر زمين كشيده و كوبيده و ميگذارد تا ميميرد، گويد: همسرش (آسيه) را بچهار ميخ كوبيده و آسيايى بزرگ بر سينهاش گذارد تا مرد، و بيان آن در سوره ٦ گذشت.
((الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ)) مقصود عاد و ثمود و فرعون است كه سركشى كردند يعنى در شهرها بر پيامبران خدا طغيان نمودند و در آنجاها مرتكب به نافرمانى خدا شدند.
((فَأَكْثَرُوا فِيهَا)) يعنى بسيار كردند در روى زمين يا در شهرها.
((الْفَسادَ)) كلبى گويد: يعنى كشتار و گناهها را سپس بيان فرمود خداى سبحان آنچه بايشان در دنيا نمود به اينكه فرمود.
((فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ)) زجاج گويد: پس قرار داد تازيانهاى كه ايشان را بسبب آن زد عذاب و شكنجه آنها.
و بعضى گفتهاند: يعنى ريخت بر سر ايشان پارهاى از عذاب را مانند عذاب با تازيانهاى كه شناخته شده مقصود عذاب و شكنجه با تازيانه است.
قتاده گويد: البته هر چيزى را كه خدا بسبب آن عذاب كند آن سوط و تازيانه و شلّاق خدايى است، پس بر عذاب مجاز اسم شلّاق را اطلاق و اجرا نموده، تشبيه فرموده خداوند سبحان عذابى را كه بآنها روا داشت و بر آنها القاء فرمود بريختن عذاب پى در پى بر آن تا هلاكش نمود.
((إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ)) كلبى و حسن و عكرمه گويند: يعنى البتّه پروردگار تو هر آينه در كمينگاه و كنار راه ستمكارانست پس هيچكس از او فوت نميشود و مقصود اينست كه چيزى از اعمال ايشان از او فوت نشود