ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٦ - تفسير
از حضرت على ٧ و ابن مسعود و سدى روايت شده كه آنها شترانى بودند كه هنگام رفتن بجنگ بدر در رفتن و دويدن گردنهايشان را ميكشيدند و آنها نفس ميزدند، و نيز روايت شده كه آنها شتران حاج هستند كه ميدوند از عرفه بجانب مزدلفه (براى ادراك شب مشعر الحرام) و از مزدلفه بسوى منى ميدوند، صفيه دختر عبد المطّلب (عمه پيامبر) گويد:
|
الا و العاديات غداه جمع |
بايديها اذا سطع الغبار |
|
بدان اسبان دونده صبحگاهان تماما با دستهايشان آن گه كه گرد و غبار بلند شود، شاهد اين بيت كلمه و العاديات است.
روايات در اين باره مختلف است، از ابى صالح روايت شده كه گفت با عكرمه در باره آن صحبت كردم، پس عكرمه گفت، ابن عبّاس ميگفت آنها اسبها هستند در جنگ، پس من گفتم على ٧ فرمود: آنها شتران در حج هستند، و گفتم مولاى من داناتر است كه مولاى تو كيست.
و در روايت ديگر ابن عبّاس گويد آنها اسبها هستند آيا نمىبينى كه ميفرمايد( (فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً)) پس آيا گرد و غبار بغير سمهايشان بلند مى كنند و آيا شتر همانند اسب نفس ميزند، على (ع) ميفرمايد آن طور كه تو گفتى نيست، البته ما را در جنگ بدر ديدى، و معناى خيل نيست مگر اسب كبود رنگ، مقداد بن اسود، و در روايت ديگر اسب مرثد بن ابى مرثد غنوى و از سعيد بن جبير از ابن عبّاس روايت شده كه گفت در بين آنكه ما در حجر اسماعيل نشسته بوديم كه مردى نزد ما آمد و از( وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً) سؤال كرد، پس من باو گفتم گروهى هستند كه در راه خدا غارت ميبرند، سپس در شب منزل نموده و غذاى خود را خورده و آتش خود را روشن ميكنند، پس