ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٢٨ - تفسير
حال آنكه خدا ايشان را از اصحاب فيل پناه داد، پس براى شما دستى بر آن حضرت نيست يعنى نيرو و طاقتى نيست، پس مردم گروه گروه يعنى جمعيت فراوانى داخل دين خدا شدند بعد از آنكه يكى يكى يا دو تا دو تا داخل ميشدند و گاهى بود كه قبيلهاى از عرب بتمامى وارد اسلام ميشدند.
و بعضى گفتهاند: در دين خدا يعنى در طاعت خدا و طاعت تو داخل ميشوند، و اصل و ريشه دين جزاء و پاداش است سپس تعبير مى شود بآن طاعتى را كه بسبب آن مستحق پاداش ميشود چنانچه خداوند سبحان فرمود،( فِي دِينِ الْمَلِكِ) يعنى در طاعت پادشاه.
((فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ)) پس بشكرانه پروردگارت تسبيح بگو و استغفار نما، اين امريست از خداى سبحان به اينكه تنزيه كند او را از آنچه لايق و شايسته مقام ربوبى او نيست از صفات سلبيّه و نقص و اينكه از او طلب آمرزش نموده و استغفار كند، و دليل وجوب تسبيح و استغفار به سبب نصر و فتح اينست كه نعمت اقتضا ميكند كه بايد قيام بحق آن نعمت نمود و آن شكر منعم و بزرگداشت و امتثال كردن اوامر و خوددارى نمودن از گناه و عصيان اوست، پس مثل آنكه گفته است امرى پيش آمده كه اقتضا مىكند شكر و استغفار را اگر چه در اينجا گناهى هم نباشد، بجهت اينكه استغفار گاهى در موقع ياد معصيت و گناه است بآنچه منافى اصرار بآن است و گاهى بر صورت تسبيح و انقطاع بسوى خداى عزّ و جل است.
((إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً)) قبول ميكند توبه كسى كه مانده است چنانچه قبول نمود توبه گذشتگان را (مانند توبه آدم و داود و ساحران فرعون و قوم يونس و غير آنها را).