ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٣ - شأن نزول
نون، پس از نعم بضم عين آن گه كه نرم شود.
اعراب:
كلا، حرف است و اسم نيست و متضمّن بودن معناى ارتدع، خود دارى شد دلالت نميكند بر اينكه آن مانند صه بمعناى اسكت و مه، بمعناى اكفف دست نگهدار است آيا نمىبينى كه امّا متضمّن معناى مهما يكن من شيء است و آن حرف است، پس همين طور كلا شايسته است كه حرف باشد،( كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ) جواب (لو) محذوف است و تقديرش لما الهاكم التكاثر و( عِلْمَ الْيَقِينِ) مصدر و بعضى گفتهاند آن قسم است و تقديرش، و علم اليقين لترون الجحيم، يعنى عذاب دوزخ و جحيم را پس عذاب حذف شده براى اينكه ديدن جحيم وعيد و تهديد نيست بلكه وعيد بديدن عذاب جحيم است و تقديرش در اعراب علم خبر يقين است، پس مضاف حذف شده و مانند آنست حب الحصيد، و جايز نيست همزه در واو لترون و لترونها بنا بر قياس أثوب در اثوب واعد در وعد براى اينكه ضمّه در اينجا عارضى است براى التقاء ساكنين و ضمّه لازمى نيست و امّا( عَيْنَ الْيَقِينِ)، پس انتصاب آن نيز انتصاب مصدر است چنانچه مىگويى رأيته حقا، حقيقه او را ديدم و تبينته يقينا و رؤيت در اينجا بمعناى مشاهده است چنانچه خداوند سبحان فرمود،( وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها)، و نيست هيچ يك از شما مگر اينكه وارد دوزخ شود.
شأن نزول:
قتاده گويد: اين سوره در باره يهود نازل شده وقتى كه گفتند ما از بنى فلان بيشتر و بنو فلان از فرزندان فلانى زيادترند، اين تفاخر سرگرم كرد