ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٧ - شرح لغات
و چگونه گسترش دادم زمين را، و كسى كه الا من تولى، قرائت كرده، پس الا را افتتاح كلام دانسته (من) را شرط و جزاء آن را،( فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ) يعنى پس او را خدا معذّب نمايد، و در سابق در چند موضع اقوال در آن ذكر شد.
شرح لغات:
الغاشيه: فرو گرفته شده، از باب غشيه، يغشاه غشيانا و اغشاه غيره هر گاه قرار دهد آن را يغشى و غشاه بمعناى آنست، نصب الرجل ينصب نصيبا پس او نصب و ناصب است هر گاه در عمل برنج و زحمت افتد.
الآنيه: آنست كه به نهايت گرمى و داغى برسد.
الضريع: گياهى است كه شتر ميخورد و براى او نه ضرر و نه سودى دارد، و آن را ضريع ناميدهاند، زيرا امر آن مشتبه بآن شده پس گمان كردهايم، مثل غيرش از گياهان است، و اصل در مضارعه مشابهت- است.
النمارق: مفروش نمرقه و نمروقه است بمعناى بالش و متّكا است.
الزرابى: فرشهاى گرانقدر گسترده شده مفردش ذربيه است.
المصيطر: متسلّط و مسلّط بر غير است و بقهر و غلبه، ميگويند فلانى تصيطر على فلان، زيد مسلط بر عمر است مثلا، و صيطر هر گاه تسلّط و غلبه كند.
ابو عبيد گويد: مصيطر و مبيطر در كلام عرب سوّمى ندارد.