ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٢ - تفسير
از آنست احنف المائل قدم بجهت قدم ديگرى. و بعضى گفتهاند اصل آن استقامت است و بيگمان گفته شده به مائل قدم، احنف بر وجه تفاول.
اعراب:
(رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ) بدل از بيّنه قبل از آنست، فراء گويد آن استيناف است تقديرش هو رسول( دِينُ الْقَيِّمَةِ)، او پيامبر دين محكم است، و تقديرش دين ملّت محكم است براى اينكه هر گاه اين را تقدير نكند اضافه چيز بصفتش خواهد بود، و اين مطلب هم جايز نيست براى اينكه بمنزله اضافه چيز است بخودش( جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ)، يعنى دخول جنّات- عدن خالدين فيها، حال از مضمر است يعنى يجزونها در حالى كه در آن براى هميشه خواهند بود.
تفسير:
((لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ)) يعنى يهود و نصارى.
((وَ الْمُشْرِكِينَ)) يعنى و بعضى از مشركين كه بتپرستان از عرب و غير عرب باشد و آنها كسانى هستند كه بر ايشان كتابى نيست.
((مُنْفَكِّينَ)) يعنى: منفصل و جداى از هم نيستند.
ابن عبّاس در روايت عطا و كلبى گويد: آنها منتهى از كفرشان بخدا و پرستيدن غير خدا نبودند.
((حَتَّى تَأْتِيَهُمُ)) لفظ لفظ استقبال و معنايش ماضى و گذشته است مثل قول خدا ما قتلوا الشياطين، يعنى تلاوت نكردند شيطانها، و قول خدا:
((الْبَيِّنَةُ)) ابن عباس و مقاتل گويند مقصودش محمد صلّى اللَّه عليه