ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧ - شرح لغات
ظاهر شود ناجم ميگويند براى شباهتش به نجم، و به گياه هم نجم گفته مى شود، و نجم السن و نجم القرن هم ميگويند.
الثاقب: ستاره روشن و نورانى است و ثقوب آن افروختن بنور آن مى باشد و ثاقب آن روشنايى عالى بسيار و سخت بلند است.
الدفق: ريختن آب فراوانست باعتماد قوى و مانند آنست دفع، پس آبى كه فرزند از آن توليد ميشود دافق و جهنده است، و آن قطرهاى است كه ريخته ميشود، و آن نطفهاى است كه خدا فرزند را از آن خلق ميكند.
و بعضى گفتهاند ماء دافق يعنى مدفوق، آبى كه بجهش ريخته ميشود و مانند آنست شركائهم و عيشه راضيه.
الترائب: اطراف سينه است مفرد آن تربيه و آن از تذليل گرفته شده حركت آن مانند تراب است.
مثقب گويد:
|
و من ذهب يسئف على تريب |
كلون العاج ليس بذى غصون |
|
و بعضى از طلاء ناب كه آويخته بر روى سينه است كه مثل رنگ عاج سفيد و برّاق و مزاحم باجله نيست.
و ديگرى گويد:
|
و الزعفران على ترائبها |
شرقا به اللبات و الصدر |
|
و طلايى كه برنگ زعفران است بر اطراف سينه او كه به سبب آن سينه و صورتش روشن گرديده است.
الرجع: اصلش از رجوع است و آن آب فراوانى است كه باد بر آن ميگذرد آن را بر ميگرداند.