ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨ - تفسير
منخل در صفت شمشيرش گويد:
|
ابيض كالرجع رسوب اذا |
ما ثاخ فى محتفل يختلى |
|
شمشيرى كه مانند رجع در ضربتش برّان هر گاه فرو رود در عضوى قطع ميكند زجاج گويد: رجع بارانست زيرا مىآيد و قطع ميشود و باز مىآيد و بند ميشود.
الصدع: شكاف است و صدع الارض شكاف خوردن آنست به سبب روئيدن گياهان و اقسام آن زراعتها و درختانست.
اعراب:
(مَا الطَّارِقُ)، ما استفهاميه و جمله مبتداء و خبر آن متعلّق به ادريك در محلّ مفعول دوّم و سوّم است، و قول خدا،( يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ) عامل در آن فعل مضمر است كه دلالت ميكند بر آن قول خداى تعالى، على رجعه لقادر، و تقديرش اينست يرجعه يوم ابلاء السرائر، بر ميگرداند او را در روز ظاهر شدن سريرها و جايز نيست كه مصدر در آن عمل كند زيرا كه از صله آن ميباشد، و فرق گذارده ميان آنكه عاملش مصدر باشد و يا فعل مضمر بقول او( ... لَقادِرٌ)، و جايز است كه عامل در آن قول خدا القادر باشد، و رويدا صفت مصدر محذوف است، و تقديرش امهالا رويدا ميباشد.
تفسير:
خداوند سبحان قسم ياد كرد، و فرمود( (وَ السَّماءِ)) يعنى سوگند به آسمان، و بعضى گفتهاند به پروردگار آسمان، و ما در سوره قبل بيان كرديم قول در معنى سمارا( (وَ الطَّارِقِ)) و او كسى است شبانه مىآيد.
((وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ)) و اين جهتش اينست كه اين نام اطلاق