ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠ - تفسير
آن ذهاب و رفتن معنى است، و آن از فعل خداى تعالى است (يعنى خدا نسيان و سهو عارض ميكند بسبب بعضى از عوارض).
اعراب:
الاعلى محتمل است كه مجرور و صفت براى ربّ باشد و محتمل است كه منصوب و صفت براى اسم باشد، احوى منصوب بر حاليت از مرعى ميباشد، و تقديرش اخرج المرعى احوى يعنى سياه براى شدّت سبزى( فَجَعَلَهُ غُثاءً) يعنى: آن را خشك نمود تا مانند خس و خاشاك گرديد، و ممكن است صفت براى غثاء باشد و تقديرش غثاء اسود باشد، و قول اوّل كه گفته زجاج است بهتر است.
(ما شاءَ اللَّهُ) در محلّ نصب بنا بر استثناء است و تقديرش، سنقرؤك- القرآن فلا تنساه الّا ما شاء اللَّه ان تنساه برفع حكمه و تلاوته، به زودى ميخوانيم بر تو قرآن را پس آن را فراموش نكن مگر آنچه خدا خواهد كه فراموش نمايى به برداشتن حكم آن و خواندن آن، و اين گفته حسن و قتاده است.
((إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى)) شرط و جزايش محذوف و دلالت ميكند بر آن قول خدا، فذكّر، و تقديرش ان نفعت الذكرى فذكرهم است.
تفسير:
((سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى)) ابن عبّاس و قتاده گويند يعنى بگو سبحان ربّى الاعلى.
و بعضى گفتهاند يعنى تنزيه و پاك كن پروردگارت را از هر چيزى كه لايق و شايسته مقام ربوبى او نيست از صفات مذمومه و افعال قبيحه، زيرا تسبيح آن تنزيه و پاك كردن خداى است از آنچه شايسته او نيست مثل