ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٦ - تفسير
خرمايى.
|
كلينى لهم يا اميمه ناصب |
و ليل و اقاسيه بطىء الكواكب |
|
مرا واگذارى اميمه براى انديشه و همّى كه از دشمن و صاحب عداوت دارم و شبى كه (مانند شب يلدا) طولانى و ستارگانش بكندى سير ميكند، شاهد اين بيت كلمه ناصب است كه بمعناى ذى نصب آمده است.
و هاويه: از نامهاى دوزخ است و آن گودال چنانيست كه عمق و گودى آن معلوم نيست.
الاعراب:
(الْقارِعَةُ) مبتداء و ما مبتداء دوّم و ما بعد آن خبر آنست و حقيقت آن اين است، القارعه ما هى ليكن خداى سبحان آن را براى عظمت و بزرگى مقام آن تكرار نمود و مانند آنست قول خدا،( لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ)، و جمله خبر مبتداء اوّل است و ممكن است كه القارعه مبتداء و الناس خبر آن باشد، بمعناى اينكه قارعه در اين روز خبر ميدهد، پس قول خدا( مَا الْقارِعَةُ وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ)، اعتراض باشد و ممكن است كه تقديرش اين باشد اين امر واقع ميشود در روزى كه مردم مانند ملخهاى پراكندهاند.
تفسير:
((الْقارِعَةُ)) نامى از نامهاى روز قيامت است براى اينكه دلها را به سبب دلهره ميكوبد و دشمنان خدا را بعذاب و شكنجه ميكوبد.
((مَا الْقارِعَةُ)) اين بزرگداشت مقام روز قيامت و بيم دادن امر آن قارعه است و چه چيز است قارعه، سپس پيغمبرش ٦ را به تعجّب